Thursday, April 12, 2007

NEWS LETTER OF BAM (2)



بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره2 جمعه هفدهم فروردين 1386


آنچه در این شماره می خوانید

اخبار فعاليتهاي مركز اجتماعات

ديدار شهردار با زنان محله دوستدار كودك

كارگاه تدوين تجربيات فعالان طرح بازپيوند

سخن مدیر مسئول

مركز اجتماعات شهر دوستدار كودك بم فضايي براي تبديل سرمايه انساني به سرمايه اجتماعي

بم در تاریخ ایران اولین های متعددی را به خود اختصاص داده است. اولین نقطه شهری پرجمعیتی که در دوران معاصر با زلزله ای مهیب ویران شده است. اولین باغ شهر ایران که بر پایه اقتصادی پایدار متکی به قنات و نخل حتی یک روز تخلیه و متروکه نشد ، اولین محدوده ای که در تاریخ معاصر تعداد زیادی از واحدهای سازمان ملل بطور همزمان در آن مستقر شده و به خدمت رسانی پرداختند. اولین شهری که تعداد بسیار زیادی از سازمان های غیردولتی داخلی و خارجی بطور رسمی برای امداد و بازسازی در آن مستقر شدند و شهروندان بطور عینی با مفهومی تازه آشنا شدند. ((ان جی او)) اصطلاحی که نشان می داد آسیب دیدگان تنها نیستند و خدمات دولتیِ از بالا به پایین ، ناهماهنگ ، پراکنده ، پرهزینه و پرریخت و پاش ، تنها راه کمک رسانی نیست. انسان های دیگری ایرانی و غیرایرانی آمدند ، مستقر شدند و با سرمایه هایی اندک و عشق پایان ناپذیر در امر امداد و بازسازی فعال شدند و نشان دادند که انسان دوستی مرز ، رنگ ، نژاد ، مذهب و ... نمی شناسد
آنچه که از حضور واحدهای سازمان ملل و سازمان های غیردولتی در طول سه سال اخیر در بم برجای مانده است به دو بخش تقسیم می شود. نخست میراث فیزیکی است شامل : تأسیسات ، خانه ها ، مدارس ، مراکز بهداشت ، بیمارستان ، دانشگاه ، ورزشگاه و ... ، بخش دوم میراث معنوی است که بطور عمده شامل دوره های آموزشی است که برگزار شدو نیروهای انسانی فعال در روزنامه های محلی و دفاتر خبرگزاری های بم از علاقه مندانی که در پروژه های مشترک سازمان جهانی بهداشت دوره های آموزشی دیده اند و رابطین بهداشت در مناطق آسیب دیده را تشکیل دادند ، مشاوران مدارس و دبیرانی که در پروژه مشترک یونیسف با سازمان آموزش و پرورش آموزش دیده اند دختران و پسران جوانی که به عنوان مددکار در پروژه مشترک یونیسف با بهزیستی (طرح بازپیوند) شرکت کردند و تبدیل به بهترین حمایت کنندگان از کودکان جدا شده ، تنها و یتیم شده اند و می توانند به عنوان ((دیدبانان حقوق کودکان)) عمل کنند
آن دسته از دختران جوانی که توسط انجمن دوستداران کودک کرمان و مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با همکاری بهزیستی دوره فشرده مربیگری را آموختند امروزه نیروهای تخصصی مهدکودک های منطقه را تشکیل می دهند
همه این گروه ها بخشی از این میراث معنوی بر جا مانده از سازمان های یاد شده هستند. ((سرمایه انسانی)) بوجود آمده که به نسبت جمعیت منطقه شاید در کل کشور بی نظیر باشد. این سرمایه انسانی لازم اما کافی نیست برای آن که از این سرمایه بهتر استفاده شود ، باید آموزش ها به طور مستمر ادامه یابد ، برای حفظ و گسترش بازار کارش تلاش شود و در صورت ضرورت تجربه اش را به سایر نقاط کشور که دچار حوادث طبیعی و پیامدهای اجتماعی ناشی از آن می شود، منتقل کند. همچنین ضروری است که به صورتی منظم و پیوسته در کنار یکدیگر حاضر شوند و در ساز و کاری داوطلبانه و غیردولتی فعالیت های آموزشی خود را سامان دهی کنند

و ((سرمایه اجتماعی)) خود را به وجود آورند
مرکز اجتماعات شهر دوستدار کودک فضایی مناسب برای چنین فعالیتی است. برگزاری نشست های منظم ، می تواند تعاملات غیررسمی موجود میان این ((سرمایه انسانی)) را رسمیت بخشیده و به سمت ایجاد ((سرمایه اجتماعی)) سوق دهد. مرکز اجتماعات شهر دوستدار کودک آمادگی دارد میزبان این نشست ها باشد و در تبدیل سرمایه انسانی موجود به سرمایه اجتماعی پایدار سهمی شایسته را بر عهده بگیرد

طرح پیشنهادی برای مدیریت پایدار مرکز اجتماعات شهر دوستدار کودک

تأسیس مرکز اجتماعات محلی در قالب شهر دوستدار کودک تجربه ای نو و در تاریخ معاصر این سرزمین بی نظیر است. آنچه بیش از هر چیز در برنامه ریزی های اجتماعی اهمیت دارد پایداری و ماندگاری آن به همت مردمانی است که از آن برنامه بهره مند می شوند پايداری در واقع دغدغه اصلی همه کمک دهندگان مالی پروژه و مدیران آن است. در پی گفتگویی که با تنی چند از دوستداران بم و آقای دکتر عباس اسماعیلی به عمل آمد طرحی از سوی ايشان به شورای اسلامی شهر بم در جهت پیشبرد این هدف پیشنهاد شد. متن این پیشنهاد به شرح زیر است
از آنجا که بر طبق تفاهم نامه موجود میان یونیسف و شهرداری بم مجموعه ای به مساحت 4800 مترمربع شامل 1350 مترمربع زیربنا در محدوده تعیین شده به عنوان شهر دوستدار کودک (در مجاورت ارگ) با عنوان: مرکز اجتماعات محلی با هزینه و نظارت یونیسف در حال ساخت است و بر طبق همان موافقت نامه مالکیت و مدیریت نگهداری ساختمان مذکور و تجهیزات اهدایی به آن بر عهده شهرداری بم می باشد و همچنین شهرداری موظف است ، در یک دوره پنج ساله پس از آغاز بهره برداری بطور منظم ، نحوه استفاده از این ساختمان و امکانات آن را به یونیسف گزارش نماید. انجام شایسته این امر مستلزم حضورهیئت امنایی توانمند است تا بتواند امر سیاستگزاری و هدایت برنامه های مرکز را عهده دار شود.بطوری که ضمن حفظ مکان و تجهیزات اهدایی ، از این مکان در جهت خدمت رسانی به شهروندان بویژه کودکان ، نوجوانان و زنان استفاده شود ، شهروندان نیزدر امر برنامه ریزی ، اجرا ، ارزشیابی مشارکت فعال داشته باشند و از دانش و تخصص مجامع علمی دانشگاهی ، تجربیات سازمان های غیردولتی و امکانات و منابع دستگاه های دولتی به شکلی هماهنگ و شایسته استفاده شود و شهرداری بم نیز همواره در برابر نیت خیر اهدا کنندگان این امکانات و یونیسف سربلند باشد
ترکیب هیئت امناءمرکز به شرح زیر خواهد بود
شهردار بم
نماینده شورای شهر
نماینده بهزیستی
نماینده آموزش و پرورش
نماینده محیط زیست

نماینده مرکز بهداشت
نماینده فرهنگ و ارشاد اسلامی
نماینده میراث فرهنگی و گردشگری
نماینده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
نماینده دانشگاه شهید باهنر
نماینده دانشگاه آزاد اسلامی
نماینده دانشگاه پیام نور
نماینده تربیت بدنی
نماینده هلال احمر
پنج نماینده سازمان های غیردولتی ثبت شده و رسمی مرتبط با امور کودکان و زنان که در بم فعالیت مستمر دارند
چهار نماینده از شوراهای دانش آموزی شهر بم (
دو دختر – دوپسر
(چهار نماینده منتخب از محدوده دوستدار کودک که مرکز اجتماعات محلی در آن واقع شده است (دو زن – دو مرد
علاوه بر 27 نماینده ذکر شده که همه ساله از طرف سازمان و ارگان های ذی ربط معرفی می شوند.برای انتقال تجربیات شخصیت هایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم در پایه گزاری این مرکز مشارکت داشته اند اشخاص حقیقی زیر نیز به مدت پنج سال (پایان تعهد ارسال گزارش به یونیسف) در این هیئت امناء عضویت خواهند داشت که عبارتند از
آقای دکتر عباس اسماعیلی ، آقای مهند س علی باقری زاده ، آقای علی توحیدی ، آقای علی دادگر، آقای رضا پنجعلی زاده ، آقای علی توحیدی ، حجت الاسلام خواجه ، آقای محمد کامران زاده ، آقای محسن عزیزی ، آقای احمد مشکی ، آقای بهزاد بهزاد پور ، آقای دکتر سیامک زندرضوی ، سرکار خانم عشرت کریمی افشار ، سرکار خانم اعظم جوشایی
جلسه اعضاء هیئت امناء هر سه ماه یک بار در محل مرکز برگزار می شود و ضمن تصویب اساسنامه و برنامه های مرکز ، با انتخاب کمیته های کاری در فاصله دو نشست هیئت امناء بر حسن انجام امور نظارت خواهد داشت.مدیر مرکز به پیشنهاد شهردار و تأیید هیئت امناء انتخاب و انجام وظیفه خواهد کرد و از شهرداری حقوق خواهد گرفت. مدیر مرکز گزارشات خود را برای بررسی و تهیه گزارش دوره ای برای ارسال به یونیسف به هیئت امناء تسلیم می نماید.هزینه های نگهداری مرکز توسط شهرداری تأمین می شود و میزان آن همه ساله توسط مدیر مرکز برای تصویب به هیئت امناء پیشنهاد می شود
هر یک از سازمان های دولتی و و غیردولتی که مایل به استفاده از امکانات این مرکز در جهت امور مرتبط باشند می بایستی در تأمین بخشی از هزینه های مرکز مشارکت نمایند.میزان و نحوه مشارکت را مدیر مرکز تعیین و برای تصویب به هیئت امناء پیشنهاد می نماید
استفاده شهروندان از امکانات این مرکز مشروط به تکمیل فرم عضویت و پرداخت حق عضویت سالیانه رایگان خواهد بود. میزان حق عضویت به پیشنهاد مدیر مرکز و تصویب هیئت امناء هر سال تعیین می شود

تو را با عشق مي خوانم

به فروردین
شباب عشق
به گلگشت گل و سبزه
به ایامی که گنجشکان عاشق ، عشق می ورزند
و با منقارهاشان آشیان سازند
و با شور و هیاهو نغمه می خوانند
هزاران آرزو در سر ، توان عشق در پاشان
تمام بالشان از شوق لبریز است
به رسم بچه گانه بال می کوبند چمان دنبال هم از خویش بی خویشند
من تنها تو را با عشق می خوانم
به امید توانمندی
به امید هماهنگی
به امید زمان بهتر و زیبا ، زمان شاد و طولانی
تو را با عشق می خوانم
تو را با عشق می خوانم

(دکتر عباس اسماعیلی (حکیم


اخبار
فعاليت هاي مركز اجتماعات


در تاریخ 85/12/12 ، مدیر مرکز اجتماعات محلی با سرکار خانم توکلی یکی از مسئولین انجمن گل مریم در محل این مؤسسه دیدار و گفتگو کرد . هدف گفتگو بررسی زمینه های همکاری مرکز اجتماعات با انجمن مذکور بود
انجمن گل مریم پس از زلزله تأسیس شده است و هدف آن خدمت رسانی به زنان بویژه زنان سرپرست خانوار است در مرکز این انجمن کلاس های قالی بافی و آموزش رایانه برگزار می شود و یک کارگاه خیاطی نیز فعال است که تعدادی از زنان سرپرست خانوار در آن به تولید مشغول هستند
علاوه بر آن برای نگهداری از کودکان نیز فضایی در نظر گرفته شده است که مسئولیت آن را خانم زینب یوسف زاده بر عهده دارد

****
در جلسه هماهنگی که در محل مرکز با حضور مدیر مرکز و مربیان نمایش خلاق در تاریخ 85/12/13 برگزار شد میان اعضاء تقسیم کار به عمل آمد به طوری که در شانزده مدرسه انتخابی دوره های آموزشی نمایش خلاق برای کودکان برگزار شود ، فهرست مدارس و مربیان به قرار زیر است ، مربیان آموزش دیده در مدارس مذکور نمایش خلاق را با دانش آموزان علاقه مند تمرین خواهند کرد
دبستان ابوذر: خانم ها سپیده دهقانی و روشنک شجاع حیدری
دبستان جهاد: آقای علی عسکری و خانم معصومه دهقانی
دبستان عماد: آقای ابوذر آذریون و خانم میترا اسدی
دبستان آیت الله کاشانی: خانم ها آرزو برقی و صدیقه نورزاده یزدی
دبستان اتقایی: خانم ها الهه محمدی زاده و سوده محمدی زاده
دبستان جهاد: آقای علیرضا سفیدگر و خانم مهلا اسدی
دبستان عماد: آقای علی عسکری و خانم معصومه دهقانی
دبستان 13 آبان: آقای دبستانی و خانم درویشی
مدرسه راهنمایی اولیاء: آقای ابوذر آذریون و آقای دبستانی
مدرسه راهنمایی شهدا: آقای علی عسکری و آقای دبستانی
مدرسه راهنمایی ملاصدرا: آقای عباس جلال آبادی ، خانم الهه سالاری
مدرسه راهنمایی نمونه فرزانگان: آقای علی رضا سفیدگر و خانم رویا شجاع حیدری
مدرسه راهنمایی نرگس: آقای ابوذر آذریون و خانم آرزو جبدرانی
دبیرستان مهدیه: آقای احسان توحیدی و خانم مریم جزینی
هنرستان حکیم فارابی: آقای احسان توحیدی و خانم مریم جزینی
هنرستان کافی: آقایان احسان توحیدی و عباس جلال آبادی

****
در تاریخ 85/12/14 ، مدیر مرکز (خانم مریم جزینی) در محل شهرداری با آقای پنجعلی زاده کارشناس مسئول شهر دوستدار کودک دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار مدیر مرکز ضمن معرفی پروژه مشترک دانشگاه شهید باهنر و یونیسف و فعالیت های انجام شده از آقای پنجعلی زاده درخواست کرد که هماهنگی های لازم برای حضور شهردار بم در مرکز اجتماعات را به عمل آورد و ایشان نیز در این زمینه قول مساعد دادند
در تاریخ 85/12/24 ، مدیر مرکز اجتماعات در دفتر کار خانم عسکر زاده مدیر محترم هنرستان حکیم فارابی حاضر شد و ضمن معرفی پروژه از ایشان درخواست همکاری کرد.در این جلسه که خانم دریجانی یکی از دبیران هنرستان نیز حاضر بود برای برگزاری نمایشگاه هایی از کارهای دانش آموزان در محل مرکز توافق اصولی حاصل شد. علاوه بر آن مدیر هنرستان علاقه مندی خود را برای مشارکت در طرح یار مهربان (امانت بسته های کتاب برای همه اعضاء خانواده) برای دانش آموزان هنرستان ابراز کرد.* در روزهای پایانی سال 1385 ، کیف های امانت کتاب برای استفاده در تعطیلات نوروز توسط معلمان ، دانش آموزان و اعضاء خانواده های آنان در سه مدرسه توزیع شد که عبارتند از: هنرستان حکیم فارابی 25 بسته ، مدرسه راهنمایی فرزانگان 25 بسته و مدرسه راهنمایی شهدا 30 بسته ، در نیمه دوم فروردین نتایج حاصل از توزیع این بسته ها و پیامد آن مورد بررسی قرار می گیرد

دیدار جمعی از خانم های ساکن در محدوده شهر دوستدار کودک با شهردار بم


عصر روز چهارشنبه 85/12/16 ، شهردار بم جناب آقای باقری زاده به اتفاق دو نفر از کارشناسان شهرداری برای دیدار با شهروندان ساکن محدوده شهر دوستدار کودک به مرکز اجتماعات آمدند. ایشان ضمن اظهار رضایت از دیدار با خانم های حاضر در جلسه اعلام کردند که محله دوستدار کودک اولین تجربه در نوع خود است که برای نخستین بار در کشور ایران در بم به اجرا در می آید و قرار است در این محدوده پارک دوستدار کودک به زودی به بهره برداری برسد و علاوه بر آن یک مسیر کمربند سبز نیز در این محدوده از محل پارک شهر دوستدار کودک در مجاورت پل اسپیکان آغاز و پس از گذر از مجاور مرکز اجتماعات و کوچه بوستان به مکان شهرداری ختم می شود. در این مسیر سبز پنج پارک ساخته می شود که یکی از آن ها به نام پارک بانوان خواهد بود. بخشی از این مسیر بصورت سنگ فرش اجرا می شود و فضاهایی برای بازی کودکان احداث می شود. علاوه بر آن در همه تقاطع های این مسیر سبز برای ایجاد امنیت بیشتر برای کودکان چراغ های راهنمایی و رانندگی نصب گردد
در این جلسه شهردار پذیرفت که در مسیر اصلی خیابان سخایی سطل های زباله مناسب قرار داده شود و یک مسیر اتوبوس رانی در این محدوده راه اندازی و آوارهای باقیمانده نیز جمع آوری شود. جلسه از ساعت 4:30 بعد از ظهر آغاز و به مدت یک ساعت ادامه یافت
متعاقب دیدار شهردار از مرکز اجتماعات در روز 85/12/17 آقای جزینی معاون شهردار نیز در محل مرکز حاضر شد و آمادگی خود را برای اجرای ایده های توافق شده با شهردار در جلسه روز گذشته اعلام کرد

کارگاه تدوین تجربیات فعالان طرح بازپیوند ، پروژه مشترک یونیسف با بهزیستی استان کرمان

از آنجا که بر پایه پیمان نامه جهانی حقوق کودک ، کودکان بی سرپرست از جمله آسیب پذیرترین انسان ها شناخته می شوند صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) از اولین روزهای بعد از وقوع زلزله 5 دی ماه 1382 ، با هماهنگی با اداره کل بهزیستی استان کرمان کارشناسان خود را به نواحی زلزله زده اعزام کرد و با همکاری کارشناسان آن اداره کل چند پروژه برای حمایت از کودکان تعریف و عملیاتی شد که یکی از مهمترین این پروژه ها برنامه حمایت از کودکان و باز پیوند خانواده ها بود. هدف کلی طرح ارتقاء سطح زندگی و حصول اطمینان از تثبیت وضعیت کودکان جدا شده ، تنها و در معرض جدایی و همچنین انجام دادن پیگیری های لازم در طولانی مدت ، در درون خانواده بود
برای رسیدن به هدف فوق موافقت نامه ای میان اداره کل بهریستی استان کرمان و دفتر یونیسف در ایران امضاء شد. در ساختار طرح یک دفتر مرکزی در کرمان ، شعبه مرکزی با 13 دفتر منطقه ای در بم به عنوان پایگاه خدمات مددکاری پیش بینی و دایر شد که در مجموع 89 نفر به عنوان مددکار ، روان شناس ، مدیر ، اپراتور و مشاور در این دفاتر مشغول به خدمت شدند
دو دفتر منطقه ای نیز در جیرفت و نرماشیر تأسیس شد و پس از بیش از یک سال فعالیت و شناسایی بیش از 3600 کودک و تشکیل پرونده مددکاری و پیگیری وضعیت آنان و توزیع چند نوبت بسته های خاص کودک و خانواده از هدایای یونیسف ، طرح به پایان رسید و بهزیستی تنها توانست ده نفر از کارشناسان مذکور را برای ادامه کار حفظ نماید و اکثریت کارشناسان و مددکاران مذکور از کار بیکار و چتر حمایت های مددکاری از اکثریت کودکان مذکور برچیده شد. در حال حاضر تنها کمتر از یک سوم کودکان شناسایی شده در طرح مذکور هنوز به درجه ای از خدمات مددکاری بهزیستی بهره مند می شوند. اخیراً به ابتکار اداره کل بهزیستی استان کرمان و حمایت یونیسف مسئله تدوین تجربیات فعالان طرح بازپیوند در دستور کار قرار گرفت. هدف مقدماتی آن است که دستاوردهای مثبت و نکات منفی و کمبودهای این فعالیت مستند و مکتوب شود به طوری که بتوان از این تجربه در سایر نقاط حادثه دیده در ایران و سایر مناطق جهان در آینده استفاده کرد تا حمایت از کودکان منظم تر ، دقیق تر و با استمرار بیشتر به اجرا درآید.. بخشی از امر مستند سازی ، تدوین تجربیات فعالان (کارشناسان و مددکاران) طرح باز پیوند است. تجربه هایی که در جایی مکتوب نشده است و رفته رفته بر اثر گذر زمان از حافظه آنان زدوده می شود برای انجام این کار برگزاری یک کارگاه پژوهشی با روش عملی مشارکتی پیشنهاد شد مدیر مسئول خبرنامه شهروندان و مشارکت مسئولیت تسهیل گری آن را بر عهده گرفت
این کارگاه یک روزه با همکاری کارشناسان مسئول طرح در اداره کل بهزیستی استان کرمان خانم قاضی زاده و مسئول مستند سازی طرح آقای ملازاده در تاریخ 86/1/16 در شهر بم برگزار شد. در ابتدای جلسه آقای موسی زاده ریاست بهزیستی شهرستان بم بر اهمیت اجرای آن تأکید کرد
هدف اصلی کارگاه آن بود که با استفاده از پرسش های کلیدی (مکتوب و شفاهی) اطلاعات موجود در نزد کارشناسان که در خاطره و یاد آنها باقی مانده است استخراج و بر پایه روش سه گوشه سازی مستند و در نهایت مکتوب شود. کاری که در دست انجام است. در این جا تنها بخشی از اطلاعات که به طور مقدماتی استخراج شده است گزارش می شود. با این هدف که توجه همگان به این نکته جلب شودکه هر چند تربیت ، آموزش و بکارگیری جوانان در امر خدمت رسانی به کودکان بسیار ارزشمند است اما اگر این ((سرمایه انسانی)) با حمایت سازمان های مسئول دولت و سازمان های غیردولتی علاقه مند ، به ((سرمایه اجتماعی))تبدیل شود به مراتب مؤثرتر و ارزشمندتر خواهد شد ، در سطح انفرادی هر عضو می تواند به درجه بالایی با تنش های از دست دادن شغل و درآمد مواجه شود و از طرف دیگر در نقش مددکار با ادامه دادن فعالیت حرفه ای در قالب تشکلی غیردولتی این فرصت را فراهم آورد که کودکان آسیب دیده به سادگی از حمایت های دریافتی محروم نشوند. بویژه که برای تعداد زیادی از این کودکان حضور انسانی جوان و آموزش دیده و مراقب به درجه ای می تواند جای خالی پدر و مادر از دست داده را جبران نماید
در اینجا به بخشی از نتایج مقدماتی کارگاه اشاره می شود این مسائل که بخشی از 3600 کودک آسیب دیده از زلزله که پدر ، مادر و یا هر دوی آنها را از دست داده اند با آن مواجه بوده و هنوز هم ممکن است با آن مواجه باشند هشداری به همه ما خواهد بود ، برای همه کسانی که رنج یک کودک را رنج همه بشریت می فهمند و معتقدند می توان با ایجاد سازو کارهای مناسب از رنج آن کودکان کاست ، تنها با این پیش فرض ساده که باید مسائل کودکان را در اولویت اول قرار داد و از ظرفیت ((سرمایه انسانی))ایجاد شده در قالب های مناسب به نفع کودکان استفاده کرد

Wednesday, April 11, 2007

NEWS LETTER OF BAM (1)




بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 1 - پنجشنبه هفدهم اسفند 1385

آنچه در این شماره می خوانید

آنچه درباره یک ارتباط مناسب بین خانه و مدرسه باید بدانیم
نمایش خلاق و توانایی های بازیگری
نمونه ای از فرایند برگزاری کارگاه های مسئله یابی مشارکتی در مرکز

سخن مدیر مسئول

مرکز اجتماعات محلی شهر دوستدار کودک بم

یونیسف بر پایه یک تفاهم نامه مشترک با مجموعه ای از دستگاه های اجرایی و آموزشی، محدوده ای در حاشیه ارگ باستانی بم را به عنوان محدوده شهر دوستدار کودک اعلام کرده است و در این محدوده برای اولین بار در ایران مسئولیت تأمین هزینه ساخت و برپایی چندین طرح آموزشی و خدماتی را بر عهده گرفته است. یکی از این ساختمانها، مرکزی است برای فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و اطلاع رسانی که فرایند ساخت و تصویر نهایی آن را در این صفحه ملاحظه می کنید. این مکان برخلاف سایر مکانها مانند مدارس، بیمارستان ها ، دانشکده ها و ... که در بم پس از زلزله ساخته شده است. کاربری کاملاً تعریف شده ای ندارد ، از این رو یونیسف طرحی را که معاونت پژوهشی دانشگاه شهید باهنر کرمان برای تعریف عملی و اجرایی این مرکز پیشنهاد داد پذیرفت
بر پایه این طرح ، این ساختمان مکانی برای هماهنگی فعالیت هایی است که به توانا شدن شهروندان در محدوده ای گسترده تر از منطقه شهر دوستدار کودک خواهد انجامید. پیش فرض اساسی طرح این واقعیت ساده است که همه شهروندان با همه اختلاف نظرهایی که دارند در یک نکته متفق القول اند که می خواهند و آرزو دارند فرزندان آنان نسبت به خودشان شادتر، تواناتر و موفق تر باشند و این حلقه اتصال همه شهروندان اعم از زن و مرد پیر و جوان و خرد و کلان است. برای فعالیت در این برنامه از سه نفر از کارشناسان توانمند بعنوان هدایت گران اصلی برنامه های طرح دعوت به همکاری شد. ویژگی مشترک این افراد این است که همه آنان پس از زلزله در بم حاضر شده و با تعداد زیادی از شهروندان ساکن بم از نزدیک کار کرده و آشنایی دارند ، همکاران طرح عبارتند از: آقای یدالله آقاعباسی که پایه گذار نمایش خلاق در ایران است ، وی مدرس دانشگاه و مؤلف کتاب نمایش خلاق است و در سه مرحله پس از زلزله در بم این هنر ارزشمند را به علاقه مندان آموزش داده است و پروژه نمایش خلاق را در این طرح هدایت می کند. خانم مهرا جلیلی ، روانشناس کودک، مدرس آموزش مهارتهای زندگی و رئیس هیئت مدیره انجمن دوستداران کودک کرمان، انجمنی که پــس از زلـزله سیصد مربی مهدکودک را با همکاری یونیسف ، بهزیستی و مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا در بم آموزش داده است، در این طرح هدایت نشست های فعالان کودک، کارشناسان و نشست های اولیاء و مربیان،ِ آموزش خانواده را عهده دار شده اند
خانم رویا اخلاص پور کار شناس اقتصاد و فعالیت های خرده وام دهی ، مدیر عامل انجمن دوستداران کودک کرمان که مشاور علمی طرح صندوق خرده وام دهی در پشترود است فعالیتی که تا به امروز با مشارکت زنان و به صورت خودگردان ادامه دارد. ایشان هدایت بخش »یار مهربان« کتاب برای همه اعضاء خانواده و هدایت »قصه خوانی و قصه گویی خلاق« برای کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد
مدیر مسئول این خبرنامه( سیامک زند رضوی) که پس از زلــزلــه با حمایت شورای اسلامی شهر بم پروژه مدیریت بحران بر پایه مشارکت شهروندان و اجتماعات محلی را تدوین که در مقیاس محدود در مناطقی از بم و بروات به اجرا درآمد و خبرنامه شهروندان و مشارکت (دوره اول) را در 52 شماره به چاپ رساند، مسئولیت و مدیریت طرح را بر عهده دارد
فعالیت های اجرایی طرح در مرکز را خانم مریم جزینی بر عهده دارد و عکس های زیبا شماره یک خبرنامه را خانم معصومه دهقانی نهیه کرده است
همه ما امیدواریم قدم به قدم برنامه های گوناگون این طرح با مشارکت شهروندان ساکن این محدوده و خارج آن تحقق یابد این مشارکت در همه ابعاد آن درخواست می شود
یعنی همه افراد علاقه مند و داوطلب در امر برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی حاضر شوند و حاصل آن را مشاهده کنند.
کودکان تنها در سایه حضور مادران،پدران ، معلمان و سرپرستانی فعال برای آموختن ،شنیدن و عمل کردن و آماده برقراری ارتباطاتی موثر می توانند نسبت به ما شادتر ، تواناتر و موفق تر شوند
از همه مسئولین یونیسف بویژه مدیر اجرایی آن آقای کلبرگ و مدیر شهر دوستدار کودک بم آقای مهندس معنوی سپاسگزارم که فرصت این فعالیت را فراهم آوردند و از مسئولین دانشگاه شهید باهنر به ویژه معاونت پژوهشی آقای دکتر رنجبر که همواره یاور طرح هستند، قدردانی می کنم و اطمینان دارم بدون یاری همه مسئولان اجرایی شهر بم این اهداف محقق نخواهد شد .وهمکاری آنان را همچون گذشته آرزو دارم

گفتگو با مدیر مرکز محله شهر دوستدار کودک بم و گزارشی از فعالیت های 45 روزه مرکز
مدیر مرکز محله شهر دوستدار کودک خانم مریم جزینی زاده فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی (جنگلداری) از دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان است وی پس از زلزله در فعالیتهای مختلفی شرکت داشته است از جمله
رابط بهداشت طرح خانم دکتر کیا ، معاون کانون خضراء پشترود (یونیسف) ، مدیر مرکز آموزشی فرهنگی تفریحی مهران پشترود ، مدیر صندوق خرده و کلان وام دهی در پشترود همراه با نظارت بر نانوایی زنان ، در حال حاضر مدیر مرکز اجتماعات محلی شهر دوستدار کودک
وی در مورد جزییات صندوق خرده وام دهی پشترود چنین توضیح می دهد: برای شروع این پروژه به همراه یکی از دوستانم به تک تک خانه ها در روستای پشترود مراجعه کردیم تا اطلاعات کافی در رابطه با وضعیت زندگی ، نحوه ی درآمد و میزان مالکیت زمین و باغ و دام و نوع اشتغال زنان بدست آید و در حدود 250 خانوار مورد بررسی قرار گرفت
کار صندوق از شهریور 83 شروع شد وام هایی که پرداختی شامل موارد زیر بود: یک - وام خرید گاو (7.000.0000 ریال) 2- وام خرید گوسفند (5.000.000 ریال) ، 3- وام مغازه (5.000.000 ریال) 4- وام چرخ خیاطی (3.000.000 ریال) این وام ها بدون سود و اقساط آنها به صورت هفتگی دریافت می شود تا ما افراد را از نزدیک دیده و درباره ی پیشرفت کارشان اطلاع داشته باشیم نحوه ی پرداخت وام ها به این صورت است که افراد علاقمند به دریافت وام به گروه های 20 نفره تقسیم شده اند و هر گروه یک نام و یک سرگروه دارد و هنگام پرداخت وام هر گروه تصمیم می گرفت که اولویت با چه کسی باشد و تا امروز حدود 22 گروه تشکیل شده است. بعدها متوجه شدیم که گاهی اوقات افراد نیازمند وام های کوتاه مدت با مبلغ کمتری می باشند که این کار را با

وام های 2.000.000 و 1.000.000 ریالی ، گره گشایی شد که این وام ، از یک ماهه تا 12 ماهه پرداخت و به صورت یک جا ویا قسطی بازپرداخت می شود. در کنار این صندوق وام بزرگ ، یک صندوق وام کوچک هم وجود دارد که خانم ها هر کدام 1000 تومان به عنوان عضو پرداخت می کنند که این پول ها جمع شده و نهایتاً بین اعضایی که آن روز پول پرداخت کردند قرعه کشی شده و وام داده می شود که مبلغ آن 500.000 ریال می باشد و کسی که وام گرفته از هفته ی بعد یک هزار تومان برای بازپرداخت و یک هزار تومان برای عضویت می پردازد و گاهی اوقات وام بدون قرعه کشی و فقط بر حسب نیاز پرداخت می شود اعضاء صندوق

از 17 نفر عضو شروع شده و در حال حاضر 320 نفر هستند. این صندوق با حمایت امداد بین الملل تشکیل شد ولی اکنون با حمایت شورای روستا بصورت خودگردان کار می کند
خانم جزینی در مورد فعالیتهای مرکز محله دوستدار کودک چنین می گوید:وی کار را با گردش در محله برای آشنایی اهالی ومعرفی مرکز به صورت مراجعه خانه به خانه شروع کرده است در سه منطقه از محله از خانمهابرای شرکت در نشست دوستانه و معرفی مرکز دعوت به عمل آورده است ،در این سه جلسه با مادران و کودکان محله و شناساندن مرکز محله و فعالیت های مد نظر در مرکز گفتگو شد ، کیف های کتاب تحت عنوان یار مهربان به صورت امانت بین افراد علاقه مند به طرح کتاب خوانی و با کتابهایی مناسب همه اعضاء خانواده توزیع شد ، همچنین با خانم دانشیار ساکن محله برای بررسی امکان برگزاری کلاس های زبان انگلیسی و با خانم صنعتی برای برگزاری کلاس خیاطی گفتگو شد ، یک مهمانی آش برگزار گردید که در آن صندوق وام کوچک معرفی شد ، با مدیران مدارس حاشیه و محدوده شهر دوستدار کودک دیدار از آنها برای همکاری در زمینه های آموزشی فرهنگی و تفریحی دعوت شد ، دیدار با خانم ها برای بررسی امکان درختکاری در جلوی منازل ، برگزاری کارگاههای نمایش خلاق برای تعدادی از هنرمندان تئاتر و مربیان مهدکودک و افراد علاقه مند در تالار بسطامی و سالن انجمن حمایت از کودکان کار از جمله فعالیتهای دیگر مرکز بوده است. این مربیان آموزش دیده تئاتر خلاق از هم اکنون کار خود را در تعدادی از مدارس آغاز کرده اند
دعوت از شهردار بم برای حضور در مرکز انجام شده که مورد استقبال ایشان قرار گرفته و به زودی نشستی با حضور مهندس باقری در مرکز برگزار می شود.با آرزوی موفقیت برای ایشان و این که بتوانند از تجربه خود در سه سال گذشته به نحو شایسته ای در محدود شهر دوستدار کودک برای هماهنگ کردن فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و اطلاع رسانی مرکز استفاده کنند

آنچه درباره یک ارتباط مناسب بین خانه و مدرسه باید بدانیم
مهرا جلیلی، اسفند 85
تحقیقات بسیار همه بر این حقیقت تأکید دارند که شرکت فعالانه ی والدین و مداخله ی آگاهانه ی آنها در تعلیم و تربیت فرزندانشان در تمامی سطوح علی رغم وضعیت اقتصادی ، قومی و فرهنگی شان با نتایج بسیار مثبت برای کودکان و نوجوانان همراه است. این شرکت از سطح پیش دبستان انگیزه و سوخت عاطفی لازم را ایجاد کرده و تا پایان دوران تحصیل همواره یار و یاور دانش آموز و دست اندرکاران امر آموزش می باشد
تحقیقات نشان داده است که برای دستیابی به این نتایج مثبت باید نیازهای رشدی کودکان با نگرش ها و طرز عملکرد والدینشان و انتظارات برنامه های مدرسه همخوانی داشته باشد و از شرکت والدین در برنامه های آموزشی حمایت و پشتیبانی شود
شواهد نشان می دهند که سه روند خانواده محور در بوجود آوردن این همخوانی و ارتقاء نتایج موفقیت آمیز ، سهیم اند
یک - روش اولیاءگری ، دو- ارتباط خانه و مدرسه ، سه - (قبول) مسئولیت یادگیری
روش اولیاء گری: به معنی طرز برخورد ، نگرش ، ارزش ها و عملکردهای والدین در پرورش فرزندانشان می باشد
ارتباط خانه و مدرسه: به مفهوم ارتباطات رسمی و غیررسمی بین خانواده و محیط آموزشی است
(قبول) مسئولیت یادگیری: آن جنبه از اولیاگری است که تأکید را بر فعالیتهای موجود در خانه و اجتماع می گذارد که مهارتهای یادگیری را در کودک خردسال ارتقاء می دهند به عبارت دیگر کودک با آموختن مهارتها مسئولیت یادگیری را خود به عهده خواهد داشت و در برابر مسئولیت تلاش لازم را (با حمایت و پشتیبانی والدین) خواهد نمود
هنگامی که خانواده در تحصیل کودکان به طور معنی داری درگیر می شود ، تأثیر مثبتی در عملکرد تحصیلی آنها باقی می گذارد. در نتیجه دانش آموزانی که خانواده های علاقمندتر و درگیرتری دارند ، نمرات بهتری در امتحانات ارزیابی آورده اند ، حضور بیشتری در کلاسها داشته اند و تکالیفشان را به نحو بهتر و کاملتری انجام داده اند و در ادامه انگیزه ی بیشتری نیز برای موفقیت داشته اند. این گونه دانش آموزان اغلب بسیار کمتر دچار مشکلات انضباطی می شوند. دانش آموزان این گونه خانواده ها برای یادگیری آماده تر و تواناترند. بیشتر در مدرسه می مانند و از تجربیات با کیفیت بالای یادگیری بیشتری نفع می برند
والدین یک نقش اساسی در ایجاد اعتماد به نفس و انگیزه در کودکان بازی می کنند. والدین می توانند کودکان را در تکمیل تکالیفشان تشویق کنند و برای غنی ساختن برنامه آموزشی در تجربه های خارج از خانه با آنها همراهی کنند و به این ترتیب اعتماد به نفس آنها را تقویت نموده و علائق آنها را گسترش دهند
برای آن که یک ارتباط خوب بین خانه و مدرسه وجود داشته باشد بایستی همه عوامل فعالانه از این موضوع حمایت کنند ، مدرسه ها ، اجتماع پیرامونی مراکز کسب و کار و دولت
مدارس می توانند: 1) خانواده ها و معلمین را برای ایجاد یک توافق نامه آموزشی یاری کنند. توافق نامه بایستی اهداف ، انتظارات و مسئولیت های خانواده و والدین را به عنوان شرکای برابر تعریف نمایند. این توافق نامه ها بایستی به زبان ساده و قابل فهم برای همه والدین نوشته شود ، توافق نامه ها می تواند هماهنگ با روشهای سایر مدارس نوشته شود و در نتیجه پیوندهای قوی میان خانواده ، دانش آموز و معلمان ایجاد کند و محیطی قدرتمند برای یادگیری فراهم آورد
دو) کادر مدرسه آموزش داده شوند. مدارس خوب از روشهای اولیاء گری سوده برده و نشان می دهند که به همکاری با والدین علاقمند هستند و به آن نیاز دارند ، اغلب مدارس فقط هنگامی با والدین تماس می گیرند که مشکلی وجود داشته باشد در یک همکاری موفق و در حال رشد ، آموزش برای کلیه دست اندرکاران مدرسه اعم از معلمان و پرسنل همانند والدین نیاز است. این آموزش به آنها کمک می کند مهارت های مؤثری برای ارتباط به دست آورند. پایداری این همکاری وظیفه ی همه است
- به خانواده جایگاهی در تصمیمات مدرسه بدهند ، والدین بایستی در تصمیم گیری مدرسه کودکان خود شریک شوند. با کمک والدین اهداف و استانداردهای آموزشی کودکان در مدرسه تعریف شده و در مورد اجرای آنها تصمیم گیری شود
- گسترش ساعات مدرسه ، با باز بودن مدرسه در ساعات بعد از ظهر و حتی آخر هفته ، مدارس می توانند فرصتی را برای خانواده ها و کودکان فراهم بیاورند که در فعالیت های آموزشی و تفریحی درگیر شوند و همچنین در این ساعت برنامه ویژه بزرگسالان برای آموزش خانواده داشته باشند
- مراکزی برای دسترسی منابع مطالعاتی مورد نیاز خانواده ایجاد کنند. قسمتی از مدرسه برای حضور خانواده ها اختصاص دهند تا آنها بتوانند تجربیاتشان را با سایر والدین ، معلمان و سایر کادر مدرسه سهیم شوند
تنها دانش آموزان نیستند که از منافع درگیری فعالانه ی خانواده ها برخوردار می گردند ، معلمان نیز منافع بسیاری عایدشان می شود. به همان ترتیب که خانواده ها درک بهتری از مدرسه ، سیستم تدریس و نحوه ی یادگیری فرزندانشان بدست می آورند ، دست اندرکاران مدرسه ومعلمان ، یاران و دوستان مهمی پیدا می کنند. همانطور که ارتباط بین دست اندرکاران مدرسه و اعضاء خانواده افزایش می یابد ، مدارس از روشهای تقویت و حمایت از موفقیت دانش آموزان اطلاع بیشتری حاصل کرده و بر آن اساس برنامه ریزی می نمایند. برنامه ای که مبتنی بر روش یادگیری و موفقیت دانش آموز طراحی می گردد. انگیزه ی لازم را در او ایجاد کرده و به نتایج بسیار مثبت می انجامد
پس همکاری خانواده و مدرسه در امر آموزش و یادگیری کودکان امری حیاتی است زیرا در جوامع امروزی به هیچ وجه وظیفه ی سنگین تعلیم و تربیت را نمی توان تنها بر دوش یک نهاد گذاشت وظیفه ای است مشترک بین خانواده ، مدرسه و جامعه

آموزش جامعه مدار و ضرورت ها آن


در سال 1384 (2006 میلادی) بخشی از شهر بم از سوی یونیسف »شهر دوستدار کودک «نامیده شد ، این نامگذاری می تواند صرفاً در حد یک »نام« بدون »مسما«باقی ماند و یا حداکثر دارای چند تابلو بر سر در چند »بنا« یادگاری از این نامگذاری باشد. چگونه می توان از این »نام« به »معنا« و »راهی« گذر کرد که امیدوار بود در سالهای بعد »اثرات« آن را مشاهده کرد؟

****
دوستدار کودک بودن جنبه های بسیار گوناگونی را در خود دارد. شاید بتوان به تبعیت از پیمان نامه حقوق کودک »بقای« کودک یعنی توجه به نیازهای پایه مانند آب ، غذا مسکن و بهداشت ، »رشد«شامل آموزش، »حمایت«و »مشارکت« را اصلی ترین پایه های آن شمرد اگر بتوان بر مبنای (منابع موجود در جامعه بم) اولویتی تعیین کرد به کدام یک بایستی توجه ویژه نشان داد؟
****

» بم تغییر کرده است«، این جمله به معنای آن نیست که سایر جوامع تغییر نکرده اند. برای بم این تغییر به دلیل»فاجعه زلزله«سرعت بیشتری یافته است. جامعه ای آسیب دیده به لحاظ فیزیکی ، روانی با آمیزش فرهنگ های مختلف به سرعت مواجه شده است تا حدی قطب های مرجع گذشته از دست رفته اند. تضادها و آسیب های گذشته همچنان درون بم حضور دارند. همه این عوامل در کنار هم مسائل پیچیده ای را به وجود می آورند که دیگر راه حل های گذشته چندان پاسخگو نیست
شبکه های خویشاوندی و خانوادگی گذشته تا حدی تغییر کرده اند و احتمالاًً در محیط جدید به تنهایی قادر به حمل بار مسئولیت نیستند.کودکان و نوجوانان ما در این محیط جدید و پیچیده چگونه باید واکنش نشان دهند و تصمیم بگیرند؟

****
به نظر می رسد اگر می خواهیم شرایطی را داشته باشیم که بهترین پاسخ به نیازهای امروز و هماهنگی با نیازهای آینده را داشته باشد بایستی از آموزش شروع کنیم. این کاری است اساسی و ضروری ، آموزشی که بتواند کودکان و بزرگسالان را آنچنان در خود درگیر کند و آنها بتوانند درک کنند که برای حل مسائل پیش رو ، نه یک راه بلکه چندین راه احتمالی وجود دارد. در حقیقت وقتی خود زندگی ما را در چنان وضعیتی قرار داده است که ناگزیر از حل مسائل عینی و عملی در هر لحظه خواهیم بود. چاره ای نداریم که با روشهای نوینی برای حل آنها وارد عمل شویم
چگونه می توان به این روشهای آموزشی دست یافت؟ دیدگاههای آموزشی که بایستی اصلاح شوند کدامند؟

****

پذیرفته بودیم که آموزش زیر مجموعه ای از نظام جامعه است. پذیرفته بودیم که آموزش »مدرسه ای« کلیه مشکلات فردی و اجتماعی مان را حل خواهند کرد و پذیرفته بودیم که آموزش فقط مختص روزگار »کودکی و جوانی« است و مابقی عمر بایستی از این توشه بهره بود. بایستی همه این پذیرفته های گذشته را به دور بریزیم و این بار آموزش را مبتنی بر جامعه و برای همه عمر تعریف کنیم این عبارت به معنای دخیل کردن کل جامعه در فرآیند آموزش است
جامعه محلی یعنی »خانواده ، مدارس و کلیه دست اندرکاران آموزشی و جوامع همسایگی« می توانند از طریق گفتگو با مقامات و مسئولان دولتی ، گروه های اجتماعی مربوطه ، کیفیت آموزشی را ارتقاء بخشند. برای این کار نیازمند آن هستیم که خانواده ها و آموزگاران ، مدیران ، ... آموزش ببینند بدون همیاری و مشارکت فعالانه این گروهها هیچ اصلاح آموزشی به بار نخواهد نشست و در این میان از همه امکانات موجود از جمله رسانه ها و گردهمایی ها استفاده کرد
این شیوه آموزش »جامعه مدار« بر چه اصولی استوار است؟
****

روشهای جدید آموزشی کودک بر مبنای اصول برابری و احترام متقابل استوار است. برابری نباید با شباهت اشتباه شود. واضح است که بزرگسالان و کودکان شبیه نیستند. علاوه بر تفاوتهای جسمی ، بزرگسالان معمولاً مجرب تر و داناترند و حقوق و امتیازات قانونی ، اقتصادی و مسئولیت هایی دارند که کودکان فاقد آن هستند.بنابراین منظور از برابری کودک و بزرگسالان در ارزش انسانی و شأن آنها در جامعه است. با چنین روشهای مبتنی بر همکاری و برابری همگان می توان کاملاً امیدوار بود که کودکانی آموزش یابند که بتوانند در رویایی با مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی (از جمله مواد مخدر ، خشونت های سیاسی ، اجتماعی) از عهده تصمیم گیریهای درست برآیند و خود را آنچنان ارزشمند حس کنند که به شرایطی دون ارزش انسانی خود تن ندهند
حال شما بگویید چه ابزارها و شیوه هایی برای قدم گذاشتن در مسیر آموزش »جامعه مدار« می توان پیشنهاد کرد؟

رویا اخلاص پور ،8 اسفند

نمایش خلاق و توانایی های بازیگری

یداله آقا عباسی؛ اسفند 85

معمولاً وقتی توی تلویزیون یا سینما یا تئاتر بازیگرانی را می بینیم که نقش های مختلفی را بازی می کنند ،حیرت می کنیم ،گاهی آن ها را ستایش می کنیم ،گاهی از این که آن ها می توانند خوب حرف بزنند ،خوب حرکت کنند ،خوب نقششان را بازی کنند ،گریه کنند ، بخندند ، شگفت زده می شویم و دلمان می خواهد که جای آن ها باشیم .به نظرمان می آید که آن ها آدم های عادی نیستند .آخر چطور آدم می تواند در مقابل جمعی بایستد و راحت حرف بزند ، حواسش پرت نشود و دست و پایش را گم نکند ؟چطور می تواند در نقش دیگری برود ، حرف های او را حفظ کند و به راحتی با ما ارتباط برقرار کند ،بارها بمیرد و زنده شود و ما همه اش را باور کنیم ؟ چطور کسی می تواند این همه خلاقیت داشته باشد و از پس این همه دشواری و مشکلات بر بیاید ؟
زمانی کسی گفته بود »هر کاری که یک نفر بتواند بکند ، دیگران هم می توانند.« و این حرف بزرگی است. بازیگران از کره ی دیگری نیامده اند و هرکاری که آنها بتوانند بکنند ، دیگران هم می توانند انجام دهند. فقط باید شرایطش مهیا شود و البته علاقه و انگیزه هم مهم است
بازیگران چه توانائیهایی دارند؟
توانائیهای بازیگران هم فردی و هم جمعی است. ابزار بازیگر بدن اوست. او باید خوب ببیند ، خوب بشنود ، تنش و اضطراب نداشته باشد ، خوب بتواند حرف بزند و به درستی منظور خود را بیان کند، بتواند به سرعت خودش را در موقعیت قرار داده و واکنش مناسب نشان دهد. بازیگر باید حافظه ای قوی ، احساسی مناسب تخیل وتصوری غنی وتوانا و بدن آماده داشته باشد. این تواناییها هم فردی است هم جمعی و بازیگران با تمرین ، پیگیری و زحمت آن ها را به دست می آورند.آن ها ساعت ها در روز تمرین نفس ، صدا و بیان می کنند تا بتوانند درست و مطمئن و جذاب صحبت کنند. تمرین تمرکز می کنند که حواسشان پرت نشود. نرمش های تئاتری می کنند که بدنشان را بتوانند به هر شکلی در بیاورند و شلخته و وارفته نباشند. آن ها روزها ، ماهها و سال ها تمرین می کنند که بتوانند خودشان را جای هر کسی بگذارند و هر حسی را بیافرینند
بازیگران برای فراگیری تواناییهای جمعی هم تلاش و تمرین می کنند .آن ها باید بتوانند خوب ارتباط برقرار کنند ، رنج ها و شادی های دیگران را خیلی خوب احساس کنند ، همه ی این ها و بسیاری از توانایی های دیگر باعث می شود که هنرمندان آدم های حساس و آگاهی باشند و تجربه ها را راحت به دیگران منتقل کنند. خودشناسی آنها به شناخت جامعه و خوبی ها و بدی های آن تبدیل می شود. آن ها هر لحظه با مسأله ای روبرو هستند که باید آن را حل کنند. هنرمندان واقعی در پیشگیری از بسیاری از بیماری ها و نابسامانی های جامعه و درمان آنها نقش دارند و برای این کار زحمت کشیده اند و دوره دیده اند. اما آیا فقط بازیگران باید این توانایی ها را داشته باشند؟
آیا همه ی مردم حق ندارند که بتوانند درست صحبت کنند؟ آیا خودشناسی ، تمرکز ، تخیل، توانایی ارتباط ، توانایی همدلی و ده ها توانایی دیگر حق دیگران نیست. البته همه قرار نیست هنرپیشه بشوند. اما آیا معلم ریاضی نباید بتواند خوب صحبت کند؟ آیا کارمندی که به راحتی خودش را جای ارباب رجوع می گذارد ، موفق تر است یا آن که اصلاً حرف او را نمی فهمد و کار خودش را می کند؟معلوم است که اگر همه بتوانند بهتر ببینند ، بهتر بشنوند ، بهتر حرف بزنند و با خلاقیت و تمرکز مسایل و مشکلات یکدیگر را حل کنند، جامعه ی بهتری را خواهیم داشت .هدف نمایش خلاق انتقال توانایی های بازیگری به همه مردم است

نمایش خلاق چیست؟
نمایش خلاق ابزاری پرورشی است که آدم ها را با توانایی های خودشان آشنا و این توانایی ها را تقویت می کند. و همه ی بچه ها در مهد کودک ها ، مدرسه ها ، پرورشگاهها ،کانون ها و هر جای دیگری حق دارند که با استفاده از تمرین های نمایش خلاق یاد بگیرند که بهتر ببینند ، بهتر بشنوند ، بهتر حرف بزنند ، بهتر مفاهیم مورد نظر خود را بیان کنند.در موقعیت ها بهتر و آگاهانه تر تصمیم بگیرند. اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند. خودشان و توانایی های خودشان را باور کنند و جدی بگیرند. با تمرین در کارگاهها تجربه پیدا کنند. خودشان را و دیگران را بهتر بشناسند و از این که آدم های توانایی هستند شاد بشوند و لذت ببرند. یاد بگیرند که روی پای خودشان بایستند و مسایل و مشکلات خودشان و دیگران را حل کنند. دنیا به آدم های خلاق و توانا نیاز دارد و مال آن ها ست. نمایش خلاق می خواهد این توانایی ها را به بچه ها منتقل کند
دنیا صحنه ی زندگی است
لازم نیست آدم حتماً روی صحنه برود یا توی فیلم بازی کند. همه جا صحنه ی بازی است و همه ما بازیگریم .کار نمایش خلاق این است که به ما کمک می کند تا بهتر زندگی کنیم و در این زندگی بهتر نقش خود را بازی کنیم. مدیر ، کارمند، معلم ، مربی ،کارگر ،کشاورز و امثال آن نقش هایی است که هریک از ما در زندگی بر عهده می گیریم. جامعه ای موفق و سعادتمند است که هر کسی به درستی از عهده کار خود و نقش خود بر بیاید
در خیلی از جاهای دنیا نمایش خلاق یکی از ساعت های درس مدارس است که همه در آن شرکت می کنند. در قدیم همه مردم با بازی های نمایشی و انواع ترانه ها و چیستان ها و بازیهای حرکتی و بازیهای کلامی و امثال آن ها بچه ها را با ترانه های خود آشنا و آن ها را برای زندگی آماده می کردند. اما زندگی امروزی باعث شده که خیلی از آن ها کم کم فراموش شوند. به ناچار باید در مهد کودک ها و مدرسه ها این کمبود و فراموشی را جبران کرد و ابزار این کار نمایش خلاق است
جای خوشوقتی است که در کشور کم کم این نیاز احساس می شود .تمرین های نمایش خلاق را می توان در سطح مختلف از کودکی تا بزرگسالی به کار گرفت. بازیگران سینما و تئاتر هم در کلاس های خود و دوره های دانشگاهی و در تمرین های تئاتر از نمایش خلاق استفاده می کنند.تمرین های بدن و بیان و تخیل و تمرکز و ارتباط در سطوح مختلف از ساده و پیچیده مورد استفاده قرار می گیرند
پس
- نمایش خلاق چندان ربطی به اجرا ندارد ، فرایند کار مهم است
- نمایش خلاق همگانی است و همه در آن مشارکت دارند
- در نمایش خلاق همه بازیگر و همه تماشاگر هستند
- نمایش خلاق آدم هارابه درک مشترک می رساند
- نمایش خلاق باعث دقت در ارتباط می شود
- نمایش خلاق بازیگر بالقوه ، تماشاگر بالقوه و منتقد بالقوه تربیت می کند
- نمایش خلاق رقابتی نیست. همه در آن همکاری می کنند و ناظر و کارشناس کار یکدیگرند
- هدف نمایش خلاق تربیت همراه با سرگرمی و مشارکت است
- تقویت زبان و ارتباط ،مهارت های حل مساله، اندیشه خلاق ،مفهوم مثبتی از خویشتن ، آگاهی اجتماعی ، شناخت ارزش ها و نگرش ها نیز از جمله هدف های نمایش خلاق هستند
- تربیت شدگان دوره های نمایش خلاق سرمایه های اجتماعی هستند
ضرب المثل چینی می گوید به جای آن که به کسی ماهی بدهید ، به او قلاب ماهیگیری بدهید تا خودش ماهی بگیرد. با گسترش دوره های نمایش خلاق به همه یاد بدهیم که چطور از توانایی های خود استفاده کنند. آدم های خلاق هرگز در زندگی در نمی مانند. آن ها امکانات را نیز می آفرینند

نمونه ای از فرایند برگزاری کارگاه های مسئله یابی مشارکتی در مرکز
موضوع: کارگاه آموزشی شماره 1 ، جلسه معارفه و شناخت مسائل مربوط به زنان و کودکان محله
خلاصه کارگاه آموزشی
در این کارگاه آموزشی پس از معارفه اعضای شرکت کننده ، تسهیل گر به بیان اهداف مرکز محله و نحوه ی کار آن پرداخت. سپس مقدمه ی کوتاهی در رابطه با شناخت مسائل و اهمیت آن و دسته بندی مسائل ذکر می کند و این که برای بررسی یک مسأله ابتدا باید آن را باز کرد و ابعاد مربوط به آن را شناخت و بعد به بررسی مسأله پرداخت و راه حل های مربوط به حل مسأله را پیدا کرد. سپس از شرکت کنندگان خواسته شد که مهمترین مسائل مرتبط با خود و خانواده و همسایگان و محله را روی یک برگ کاغذ بنویسند سپس تسهیل گر خلاصه مسائل را روی تخته نوشته و کلیه مسائل یک بار مرور شد و مطالبی که بعداً به ذهن افراد شرکت کننده رسید اضافه شد و مسائلی که دارای فراوانی بیشتر بودند مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان به سه نکته در مورد این مسائل پاسخ دادند
- مسئله مورد نظر چه ابعادی دارد و چگونه می توان نمودها و وجوه آن را مشخص کرد
- از چه زمانی به وجود آمده و چرا؟
- چه راه حل هایی برای آن وجود دارد؟
- برای حل هر کدام شهروندان چه کاری از عهده شان ساخته است؟
در پایان از اعضاء برای همکاری دوباره دعوت به عمل آمد و خواسته شد که پیشنهادات خود را در رابطه با مرکز محله و اهداف آن بیان کنند
نتیجه: طبق نوشته های موجود و نظر اعضاء ، مهمترین مسائل محله که بیشترین فراوانی را دارند. عبارتند از: 1- نبودن مکان تفریحی و فضای سبز در محله 2- نبودن سطل آشغال بزرگ در سر هر کوچه و تجمع آشغال تا آمدن ماشین شهرداری در محله 3- وضعیت نامناسب نظافت محله 4- قطع مکرر برق محله و تاریکی معابر و آسیب دیدن وسایل برقی 6- عدم آسفالت خیابان ها و خرابی کوچه ها
در پایان مشخص شد که یکی از مهمترین مسائل محله روند رو به گسترش اعتیاد است که شرکت کنندگان به دلیل آشنایی و شرم و خجالت از یکدیگر آن را در ابتدا بیان نکردند
پیشنهادات: تشکیل کلاسهای بدنسازی و کمکهای اولیه در آینده نزدیک ، آوردن مشاور هر هفته یک بار با برنامه های مختلف ، قرار با شهرداری برای حل مسائل قابل حل ، تشکیل اردوهای فرهنگی تربیتی علمی و ... ، برگزاری نمایشگاه با زمینه های مختلف
تعداد اعضای شرکت کننده: 20 نفر
زمان تشکیل کارگاه: شنبه 7/11/85 ، ساعت 2 تا 5/5 بعدازظهر
تسهیل گر: مریم جزینی زاده

نمونه ای از فرایند
فعالیت های تفریحی در مرکز محله



موضوع: برنامه ی آش همراه با نظرخواهی در مورد تشکیل صندوق وام کوچک

تاریخ برگزاری: 85/12/1

گزارش جلسه
در این جلسه ی آش حدود 51 نفر از زنان و کودکان ساکن محله شرکت کردند که با همکاری یکدیگر آش را پختند و قبل از صرف آش مدیر مرکز درباره ی نحوه ی دریافت مجموعه های کتاب (طرح یار مهربان) و همچنین برنامه های آینده مرکز اجتماعات محلی صحبت کرد و در مورد ایجاد یک صندوق کوچک وام محله ای نظر خواهی شد و پس از صرف آش از افراد برای همکاری در مرکز محله دعوت به عمل آمد و از شرکت در این جلسه قدردانی شد
از این جلسه متوجه شدیم که هر اجتماعی بهانه ها ، ضرورت ها و شادی های خاص خود را دارد و اکثر افراد علاقمند به تشکیل صندوق کوچک وام هستند و خواهان ایجاد کلاس های آموزشی – فرهنگی – تفریحی و بعد از این جلسه مراجعه به مرکز بیشتر شد و افراد متوجه شدند با همکاری در یک محله هر بار برنامه ای را می توان به وجود آورد و اکثر افراد در این جلسه خرسند بودند که بعد از مدتها همسایه ها را به این بهانه دیده اند
مریم جزینی زاده

قصه ی بچه های بم

زندگی یک ماجرای تلخ و شیرین است
زندگی با زلزله پیوند دارد
زندگانی از نگاهش ماجرا روید
چون درختی همسفر با باد می رقصد
داستان عشق پرشور است
در نهادش گرمی و سردی ست
چون ستاره بال می کوبد
گاهگاهی نور باران است
یک زمان در آسمانش ابر غم دارد
روز دیگر صاف می باشد
یک زمان مانند گل با شور می خندد
روز دیگر غنچه وش پژمرده می گردد
داستان زندگانی تلخ و شیرین است
گاهگاهی تلخ می باشد
روزگاری باز شیرین است
*****
بچه ها ! ای بچه های من
ای نگاهِ مهرتان دلبند
ای که از گلزارِ نازِ خنده تان عشق می روید
کودکان من
کودکان! ای کودکان شهر
ای امید مردمانِ خفته در فرجام
بذر کار و کوشش و امید
از زمین فکرتان ، یک روز می روید
ای همه آینده سازانِ بم فردا
شهر بم با عزمتان جاوید می ماند
غصه در دستانتان چون موم می گردد
عزمتان کوههای بم را جابجا سازد
پس شما این ارگ را یک روز خواهی ساخت
شهرتان آباد خواهد شد
شهر سرسبزِ قشنگِ خفته در آوار
*****
بچه ها! بابا بزرگی قصه می گوید
قصه ای از روزگاری سخت
قصه ای از یک شب تاریک
قصه ای از واژگون گردیدنِ یک شهر
قصه ای از ماجرایی تلخ
که چگونه مردمان شهر خوابیدند
پلک هاشان همچو یک آوار بیجان بود
غنچه ی لبخندشان در خاک می خندید
چون گل پژمرده در مهتاب
با زبان بی زبانی قصه می گفتند
با شما! ای کودکانِ شهر تنهایی
با شما ای حوریانِ عشق
با شماها قصه می گفتند
زندگی را مغتنم دارید
شبچراغ آرزوها را
رهنمای گام خود سازید
ای عزیزان
زندگی را پاس دارید
زندگی را با تمام شوق
چون حصارِ دلنوازِ ارگ
چون درخت سربلند نخل
چون گل لبخند یک رویا
چون نگاهِِ بیقرار مهر
در هوای دلنواز صبح
در نگاه دلکش سوسن
عشق را در سینه بسپارید
*****
بچه ها!
این قصه را با مهر
با پسرهاتان،
با پسرهای پسرهاتان
با تمام دختران خود
دخترانِ دخترانِ خود
با تمام مردمان شهر
با همه دنیا
با نوای عاشقانه بارها و بارها گوئید
صبحگاهان
در هوایی سرد
کاسمان را گردِ غم آلود
خسته و بیهوده و محزون
یکه و آشفته و مغموم
بی کس و حیران و سرگردان
در کنار خانه ی ویران
لابلای آن همه آوار
با جهانی بُهت و دلتنگی
با سری ژولیده با فریاد موئیدیم
ای خدای مهربان امداد
ای خدای بیکسان فریاد
*****
ناگهان نورِ امید و عشق
شهر را یکباره روشن کرد
مهربانان آمدند از راه
از سراسر پهنه ی این خاک
چون حریر دلکش مهتاب
چون شمیم بیدل نوروز
کودکان را جمله در آغوش بفشردند
دستهایی آشنا با عشق
مهربانی را به طفلان آشنا فرمود
یاوری ها بود دلنوازی شد
کودکی تنها
برای همگنانش بازگو می کرد
یک عروسک هم به من دادند
این عروسک چون نگاهِ مردمانِ کوچ
با من و چشمم سخن می گفت
حرف های دلنشینی داشت
گفته هایش روح می بخشید
با تمام عشق می خندید
در جوابم سر تکان می داد
چشمهایش رنگ دریا داشت
غصه ها را غرق می کرد
از شلال گیسوانش ناز می پاشید
همدم من ، همدم زیبای من ، یک زندگانی بود
واقعاً زیبای زیبا بود
همدم من ، همدم من حرفهایی داشت
همدم نازم
شکیبا بود
*****
هموطن با سیم سازِ عشق
با صدای مادرانه عشق می ورزید
مهربانی را به عمق جان دلها برد
ای بسا شبها برامان قصه می گفتند
قصه های زندگانی را
قصه های شادمانی را
قصه از آینده های دور
که چگونه زندگی را دوست باید داشت
که چگونه سخت کوشی را بیاموزیم
زندگی کردن ، بماها ارمغان دادند
یاد دادند
که برای دیگران باید بیندیشیم
شاهراهِ زندگانی باز در پیش است
*****
بچه ها!
آنان به ما گفتند
مهربانی را در این دنیا فرا گیریم


-----------------------------

عشق ورزی را همیشه پاس داریم
پا بپا همراه هم باشیم
با زبانی آشنا آنان به ما گفتند
صاحبان عشق جاویدند
*****
بچه ها این داستانِ ماست
این سرود مهرورزیهاست
سرگذشتِ دلستانیهاست
داستان همزبانیهاست
شرح حالِ مهربانیهاست
داستان عزم یک قوم است
لوح عشق بی کلامی هاست
جاوید است ، بی مرز است
دلبند است
*****
بچه ها!
تا این جهان باقی است
قصه ی این شهر می ماند
قصه ی ما قصه ای گویاست
قصه ای از حوری دریاست
قصه ی مهمان نوازی هاست
سرگذشت دوستی هاست
آنچه را اجداد ما کردند
و آنچه را امروز می خواهند
از شما!
ای بچه های عشق
*****
ما صدای طبل ها را دوست می داریم
راهیانِ ارگ با طبل اند
واژگان مهر می رقصند
همچنان ، مهمان نوازی را به دنیا یاد خواهیم داد
ما همه چشم انتظار پای مهمانیم
گل بپای دوست می ریزیم
*****
پس بگویید ، ای عزیزانم
زنده باد این عشق
زنده باد این مهر
زنده باد این همدلی همبستگی ، میثاق
زنده باد ایثار
ای عزیزان!
زندگی با مردمان زیباست
زندگی بی مردمان پوچ است
زندگی با دوستان زیباست
سرگذشتِ عشق می ماند


دکتر عباس اسماعیلی

Monday, July 17, 2006

NEWS LETTER OF BAM 52

بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 52 ، چهارشنبه 21 تیر ماه 1385

در این شماره می خوانید

شهر صلح و دوستی اینجاست
مطالب اولین شماره خبرنامه
صدای قربانیان
و

سخن مدیر مسئول

پایان راه
یا آغازی دوباره؟

خبرنامه شهروندان و مشارکت پس از 52 شماره ( با یک هفته تأخیر) به پایان دوره ی اول فعالیت خود رسیده است. ایده چاپ آن بعد از رسمیت یابی پروژه برپایی اجتماعات محلی (شورایاری) در مناطق آسیب دیده از زلزله شکل گرفت تا شماره 8 آن با هزینه برخی دانشگاهیان علاقه مند و یک شرکت تولید فیلم تأمین شد در آن مرحله مورد توجه مسئولان سازمان جهانی بهداشت که پروژه »شهر سالم« را در بم برنامه ریزی می کردند قرار گرفت ، و برای چاپ 44 شماره معادل ریالی 4000 (چهار هزار) دلار آمریکا در اختیار مدیر مسئول قرار داده شد
هدف اساسی این خبرنامه توجه به نقش و جایگاه مشارکت شهروندان در هدف گذاری ، برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی و تقسیم منافع درامر مدیریت بحران و بازسازی پس از حادثه طبیعی زلزله و فاجعه اجتماعی متعاقب آن و جستجوی روزنه های امید در این مسیر بود. در این شماره حمایت مالی و معنوی (استفاده از آرم) سازمان مذکور به اتمام می رسد بنابراین رسماً دوره ی اول حیات این نشریه پایان می یابد. آیا نشریه می تواند دوره ی دوم فعالیت خود را برای دو سال دیگر آغاز کند؟ این پرسشی است که پاسخ آن در طول ماه آینده مشخص خواهد شد. به هر تقدیر بدین وسیله از همه ی کسانی که در این دو سال ما را با قلم و یا قدم خود یاری کردند سپاسگزارم برای من فرصتی بود تا در عمل جامعه شناسی انتقادی را بعنوان دانشی که می تواند در تحلیل و تغییر فرایند های اجتماعی به نفع اکثریت شهروندان مرثر افتد بکار ببرم و در کنار من و همسرم چندین جوان شایسته ی بمی (دختر و پسر) آسیب دیده از زلزله بدون کوچکترین چشمداشت ایستادگی کردند و انواع ناملایمات را متحمل شدند. امیدوارم به کمک همه ی شهروندان ، کارشناسان صادق و عاشق و علاقه مندان ایرانی و غیرایرانی شهری را که شایسته آنان است برپا نمایند

فرصت کوتاه و سخت
اما یگانه و بی نظیر

» زلزله ای در روز اول نوامبر 1755 به مدت سه دقیقه و نیم پایتخت کشور پرتغال را لرزاند بیش از 70 هزار کشته داشت و 85 درصد از شهر را ویران ساخت ، در آن دوران زلزله پرسش هایی را درباره ی دلایل فرهنگی فاجعه بین اندایشمندن دوره ی خود به ویژه روسو و ولتر مطرح کرد ، این گفتگوها هنجارهای فرهنگی کهنه و فرسوده و ساختارهای اجتماعی حاصل از آن را مورد توجه قرار می داد«.(یاس نو، 82/10/21
زلزله ی بم ، با خود پرسشهایی درباره مسئولیت های دولت ، حقوق وظایف شهروندان و بحث پیرامون ساختارهای اجتماعی را با خود به همراه داشت و پرسشی کلیدی در برابر همگی ما قرار داد که مسئولیت های اخلاقی و مدنی هر یک از ما در قبال چنین حادثه ای و فجایع آتی چیست خبرنامه شهروندان و مشارکت در پاسخ به چنین مسئولیت اخلاقی و مدنی شکل گرفت بنابراین از سویی منعکس کننده صدای قربانیانی شد که در هیچ کدام زلزله های مرگبار قرن بیستم در ایران از آنان ردپایی بر جای نمانده و صدایی ثبت نشده بود واز سوی دیگر روزنه های امید ، قدم های رو به جلو مردم و نهادهایی را ثبت می کرد به امید آن که دراین روزگار دم آشفته این روزنه ها ناپدید نشود
برخی گفتند که این خبرنامه کوچک شکایت نامه است برخی دیگر از لحن روشن و اعتراضی آن برآشفتند ، شاید بسیاری اوقات صدای ناله و شکوه قربانیان بخشی از این صفحات کوچک را پر می کرد. اما از سوی دیگر ، جمع دختران امروز در ده دشتر ، جلسات جمعی و با برنامه زنان اردوگاه معصومیه برای رفع مشکلات فاضلاب ، گردهمایی زنان پشت رود برای ایجاد گروههای مبتنی بر اعتماد ، برگزاری جشن های محله ای توسط مراکز کودک ... نیز جایگاه خود را می یافت
در همهمه پیگیری منافع فردی ، خبرنامه پیگیر منافع جمعی ، به ویژه منافع عالیه و دراز مدت شهر شد. اصرار ورزید که گروهی از کارشناسان زبده و داوطلب و بدون چشمداشت ، سازمان های شهری به ویژه شهرداری و شورای شهر را توان تخصصی و قدرت دورنگری ببخشند ، بیادشان آورد که کوبه در سه سال اول شهر خود را آباد ساخت و آبادی شهر یعنی رونق ، امید و سلامت کودکان (تلاشی که چندان موفق نبود)
خبرنامه در توان اندک خود کوشید ، تجربیات سایر مناطق جهان را به جهان مردمان و مسئولان محلی منتقل کند. از قربانیان ارمنستان گفت و از تلاش های ژاپن برای گسترش سازمان های غیردولتی ، غیرانتفاعی وووو
خبرنامه شهروندان در این فرصت کوتاه کوشید تا نگاه امروزین و مدرن را به پدیده های تاریخی ، طبیعی و فرهنگی از سطح نخبگان و تحصیل کردگان به درون خانه ها و کانکس های مردمان ساده اما فهیم بم ببرد. به جوانان یادآور شود که شهر و محله ای که آرزوی ماست با همفکری ، همکاری و مشارکت ، و نگاهی انسانی و امروزی است که ساخته می شود
فرصت کوتاه بود ، اما از همدلی و همکاری و عشق مردمان هیچ کم نداشت دوستان بی شمار ، همراهان بی طمع ، فعالان جوان بسیاری به یاری آمدند ، بی شک نامشان فهرست بلندی خواهد شد اما بلندی اش دلیل عدم سپاسگزاری مان نخواهد بود
.... فرصت کوتاه بود و سخت اما یگانه و بی نظیر ، به جان منت پذیر و حق گزاریم

رویا اخلاص پور

بم پس از 30 ماه
بیم ها و امیدها

آقای دکتر اسماعیلی به عنوان اولین سؤال تصور کنید می توان تاریخ را به عقب برگرداند تا قبل از زلزله ، به نظر شما در آن زمان مردم چه کارهایی می توانستند انجام دهند که ضایعات زلزله را کاهش دهند؟ آیا می توانستند کاری انجام دهند؟ اگر می توانستند در چه زمینه هایی؟
من از شما و خانم رویا اخلاص پور صمیمانه سپاسگزاری می کنم که با ایجاد شورایاری ها زحمت زیادی کشیدید و اطلاع رسانی و آگاهی را در عمق اجتماع مردم بم بردید و خوشحالم که در این دوره شورایاری ها را شورای اسلامی شهر بم تصویب کرد و قانونی کرد و توانست یک خدمت بزرگی که مورد قبول سازمان ملل و دنیاست و استانداری هم تأیید کرد انجام دهید امیدوارم که خدمتتان را ادامه دهید و از همه ی کسانی که در این مدت زحمت کشیدند و همه ی خبرنگاران و کسانی که به نحوی در این کار مشارکت داشتند تشکر می کنم گرچه مردم هنوز مسائلی دارند اما از نگاه های مردم می توان فهمید که از همه ی شما عزیزان قدردانی می کنند شما آگاهی دادید و مردم با حقوق خودشان آشنا شدند اما در مورد سؤال مردم بم یا نمایندگان مردم بم در شورای اسلامی شهر بم برای این که این عوارض پیش نیاید چه باید می کردند؟ مسئله ی مسکن چیزی نیست که دست شورای شهر بم یا شهرداری بم باشد اگر ما بودیم و می دانستیم که باید امکانات و ابزار مالی دست مردم باشد مثل خیلی از کشورها 70 درصد وام های مسکن به وسیله ی دولت با بهره ی چهار درصد داده می شد ما پیشنهاد می کردیم که نظام مهندسی و مسکن و شهرسازی امکانات نظارتی ساختمانی همراه با شهرداری داشته باشند و دقیقاً بتوانند خانه هایی را که برای مردم وجود دارد را با استحکام کامل با توجه به این که مردم از نظر مادی توانمند بودند نظارت می کردیم که ساخته شود و برای بافت قدیمی در صورتی که پول وجود داشت و مثلاً برای مقاوم سازی ارگ قدیم و بازار و امکانات مادی و تکنولوژیکی وجود داشت کمک می کردیم که ساختمان های قدیمی مردم و ارگ و بازارها و سایر قسمتها با تکنولوژی جدید مستحکم شود. اما متأسفانه حتی در اصفهان و بازار تهران و بازار کرمان و سایر جاها هم این کار انجام نشده و می بینند که ما به چه سرنوشتی گرفتار شده ایم و عزم همگانی باید باشد که استحکام سازی شود و این مشکل حل شود
بحث بیمه ی ساختمان بحثی است که در دنیا مطرح است که در هر حال مسکن شهروندانر توسط یک مؤسسه بیمه در زمان ساخت مورد تأیید و مورد حمایت آن باشد که علاوه بر نظارت هایی که شهرداری انجام می دهد خود آن سازمان بیمه برای این که بعداً بدهکار می شود به شهروندان مسئولیت ایمنی مسکن را بر عهده بگیرد. مهندس ناظر به هر حال از آن شهر ممکن است برود و تا زمانی که زنده است مسئول است این که یک مؤسسه ای باشد که تعهد استحکامش را بدهد در این مورد آیا ایده و نظری دارید؟
بحث دفترچه ی ساختمانی که مطرح است باید یک شناسنامه ای برای هر ساختمان وجود داشته باشد و کلیه ی مشخصات یک ساختمان در آن قید شود. بر مبنای این اطلاعات همه ی ساختمان ها بیمه باشند که در بیشتر کشورهای دنیا وجود دارد و این در واقع یک بار سنگینی از دوش دولت برداشته شده اما متأسفانه در اینجا بیمه های خصوصی قوی نیستند بر دولت است که امکانات را فراهم کند و نظارت کند چنانچه در مورد بم بیمه ها حتی آنهایی که از قبل بیمه بوده اند نتوانستند بیمه های خود را دریافت کنند بیمه قبول نکرد و گفت اگر قرار باشد تمام این خسارتها را بدهد ورشکست می شود در صورتی که تعهد کرده و باید این کار انجام می شد
شما که بر می گردید به گذشته چه فعالیت هایی دولت انجام داد که نباید انجام می شد. مثالی که در ذهن من است بحث کمکها است که مشخص نشد و مسائل دیگر. به نظر شما برای این که در جاهای دیگر اگر چنین اتفاقی بیافتد دولت چه کارهایی را نبایستی انجام می داد در زلزله ی بم که تجربه ای باشد برای آینده؟
زلزله که اتفاق افتاد اکثر اماکن ، بیمارستانها ، ساختمان ها ضایعه دیدند و منهدم شدند و مردم شهر هم کشتار دادند کشتاری که من جایی گفته ام
هموطن نیز به حالِ دلِ ما زار گریست
یـاد بـاد آن کرمِ همدمِ ایرانی ما
ما چهار روز پس از زلزله یک نامه ای در بیش از 30 بند برای رئیس جمهور نوشتیم آن زمان تایپ ، کاربن و مداد وجود نداشت ما نوشتیم و معلمین و مردم کمکمان کردند و رونوشت خطی نوشتند که ما نامه را فرستادیم برای رئیس جمهور و رونوشت را برای مقامات ، که راهکار ساخت شهر بم حالا که این اتفاق افتاده این است. از جمله گفتیم که این کمکهای هموطنان و مردم جهان ، باید زیر نظر هیأتی مرکب از استاندار ، نماینده ی دولت ، فرماندار ، امام جمعه ، دو نفر از نمایندگان مجلس و نمایندگان مردم بم در شورای اسلامی شهر بم باشد و از افراد خیر هم در این گروه شرکت داشته باشند و کلیه ی هدایایی که به مردم داده می شود زیر نظر مستقیم این گروه قرار گیرد. ما ضمن این که تشکر می کنیم که این نامه را به وزرا دادند و خیلی از راهکارهایی که ما گفته بودیم انجام نشد. به هیچ عنوان نمایندگان مردم دخالت نداشتند فقط ما گفتیم که این اسکان ها را در حیاط خانه ی مردم بگذارید به دلایل متعددی که گفتیم. بیست وهفت هزار مهمانشهر قرار بود ساخته شود که به همان 8 هزار خاتمه پیدا کرد و همینها هم پر نشدند و به ناچار افراد دیگری داخل آنها آمدند و خودشان را به عنوان مستأجر جا زدند و بعداً برای مردم مشخص شد و توانمندی مردم بم را هم نشان داد که مهمانشهری که ظرف مدت یک هفته خالی شد از 1150 خانواری که ساکن بودند به شهر خودشان رفتند و کانکس هایشان را هم به خودشان دادیم و وسایل زندگی شان توسط شهرداری به رایگان حمل شد به شهر یا روستایی که اهل آنجا بودند از این 1150 تا ، 30 خانوار بمی بودند 20 خانوار منزل داشتند که به منازلشان رفتند و 10 خانوار دیگر هم که خانه نداشتند را در جای دیگری اسکان دادیم. بقیه بومی نبودند. در حالی که از همه ی دنیا به اردوگاه می آمدند و می گفتند اینها مردم بم هستند و باید کمکشان کنیم. ما مهمان دوست هستیم ولی الان در شرایطی هستیم که برای ما میسر نیست که اینقدر مهمان داشته باشیم که بیایند به بم. ما بعد از زلزله پیشنهاد کردیم که یک شماره حساب اعلام کنید که اگر کمکهایی به وسیله ی مردم ایران می شود یک قسمتی هم به این شماره حساب که متعلق به شوراست و 7 نفر عضو شورا هستند ریخته شود اما متأسفانه با مخالفت مقامات استانداری و فرماندار وقت مواجه شدیم و اجازه ی این کار را به ما ندادند هر چه کمک می شد یا تحویل هلال احمر می شد و توزیع هم به وسیله ی همان بود یا توزیع به وسیله ی سازمان ها و ادارات از جمله آموزش و پرورش ، فرمانداری و غیره ، به هیچ عنوان اعضای شورای شهر و شهرداری در گرفتن کمکها دخالتی نداشتند و کسی هم مسئولیتی به آنها واگذار نکرد. نتیجه این شد که کسانی که شناخت داشتند و اینها در امور مردم دخالت نکردند و سایرین این کار را انجام دادند گاهی به کسانی که شاید ذی حق نبودند کمک شد. برای مثال مرکز تحقیقات زلزله با هزارو پانصد متر ساختمان در کرمان ساختند در حالی که در بم زلزله اتفاق افتاده بود. آیا این واقعاً انصاف است الان مردم بم نمی دانند گسل کجاست، آیا باید در حریم گسل ساختمان بسازند یا نه؟ آیا نباید بیمارستان امام ساخته شود؟ نتیجه اش این شد که این مدیریت خاص وجود نداشت. مثلاً برای امتیازات شن و ماسه که داده شده به استانداری ، شورای شهر هیچ دخالتی نداشته است.اینها برای مدارس آمدند گفتند که نوسازی مدارس اقدام کند و از
فرهنگی در زمینه ی خودش ، اداره ی آب و فاضلاب هم در زمینه ی خودش و وزارت کشور هم امور مربوط به بازسازی شهر را از قبیل پارکها ، خیابانها ، آتش نشانی و غیره به هیچ عنوان به شهرداری بم و شورای شهر اجازه ی مداخله ندادند فقط کارهای پردردسر که ملک مردم گرفته شود و قسمت تعریض ها توسط شهرداری انجام شد چون این کار را خودشان نمی توانستند انجام دهند کار خیلی سختی بود و تعامل با مردم مشکل بود خوشبختانه ما این قسمت را به خوبی انجام دادیم و هدفمان این بود که قانون می گوید اگر ملک کسی در مسیر قرار گرفت باید به قیمت روز پولش را بدهند و ما خواستیم بعد از این جریان کمکی به مردم شود که ملکشان را که طبق قانون و به صورت عادلانه شهرداری می گیرد پولشان را بدهد که مردم بتوانند مغازه یا خانه شان را بسازند و دیوارشان را بگذارند که شهر زودتر جمع شود چون تا مردم پول نداشته باشند این کار عملی نبود و ما هم این کار را انجام دادیم. خوشبختانه تعریض ها در خیابان اصلی ادامه پیدا کرده و مردم از این نظر نگرانی ندارند. خصوصاً مردم عزیزی که با اعتمادی که به شورای شهر داشتند ملکشان را به نام شهرداری زدند ، به این اطمینان که پولشان را بگیرند که این اتفاق خواهد افتاد و مردم به حقشان خواهند رسید. بنابراین همه ی اعتبارات را به شهرداری ندادند تا پایان سال گذشته قسمتی از اعتبارات با کمک آقای استاندار که در تعریضها کمک کردند که اعتباراتی را که مانده بود به شهرداری بم دادند که قرار بود ناظران 10 درصد پول بگیرند ه خوشبختانه این پول نصیب مردم بم شد. از وقتی که این اعتبارات به شهرداری بم رسیده و نظارتش هم با وزارت کشور و استانداری است و اجرای آن با شهرداری بم. این امر توانمندی مردم بم و شهرداری را نشان داد که اگر از روز اول هم اعتبارات را به شهرداری می دادند و مردم بم هم دلسوزانه کار می کردند که اگر اعتبارات سال 85 به بم برسد تغییرات شگرفی در بم در شرف وقوع خواهد بود
شاید خیلی از مردمان جهان ایران را به اسم بم و ارگ بم می شناختند و خیلی از شهروندان ایرانی هم استان کرمان را با بم می شناختند و خرمای بم ، حالا که زلزله شد با این تلفات گسترده ی انسانی و تخریب شهری ، این موقعیت باعث شد که دستاوردهایی هم برای شهر بم با همه ی تخریب و با همه ی ضایعات انسانی و نگرانی ها داشته باشد اگر ممکن است فهرستی از این دستاوردها چه به لحاظ مادی که شهر قابل مشاهده است و چه به لحاظ معنوی در سطح ایران و جهان اعلام بفرمایید
همه خواستند به بم کمک کنند همه ی مردم ایران و جهان و دولت ، ما از همه سپاسگزاریم روز اول گروهی از بانک جهانی و میراث فرهنگی با ما صحبت کردند در آن جلسه اول بحث میراث فرهنگی مطرح شد و به من گفتند اگر خواسته باشیم ارگ بم را بازسازی کنیم 200-300 میلیون دلار هزینه دارد که توجیه اقتصادی ندارد ما به جای آن که یک میلیون دلار اسلاید و فیلم درست کنیم و بگذاریم ارگ و بازارها خراب بمانند تا زمانی از همان خرابه اش هم ممکن است گاهگداری کسی بیاید و بازدید کند آنها نظر ما را به عنوان مردمان بم خواستند من هم در جوابشان گفتم تنفس هم که می کنیم توجیه اقتصادی ندارد ارگ هویت مردم بم بود و اولاً مردم بم وقتی که عزیزانشان در زیر آوار بودند وقتی که آنها را از زیر آوار بیرون می آوردند می گفتند این سرنوشت است اما در مورد ارگ چه بگویند؟ بم را از روزگاران قبل مردم می شناختند اما بعد از زلزله کاملاً شناختند هنوز هم نسبت به بم نظرات مثبت است و به بم توجه دارند. ما گفتیم به دو طریق ارگ و میراث فرهنگی باید ساخته شود خانه باغ را به عنوان اولین بار من مطرح کردم که باید کل شهر احیاء شود و ثبت شود جهان با ما راه افتاد و ارگ هم به عنوان میراث در خطر ثبت شد ما از همین جا از این مردم عزیز و از همه ی کسانی که در این کار کوشش کردند سپاسگزاری می کنیم پس بم برای مردم مهم است اگر ارگ ساخته نشود مردم از این شهر کوچ می کنند و امیدی برای ماندن ندارند. دنیا بم را می شناخت و الان بیشتر می شناسد. به دلایلی که گفته شد و همچنین هویت مردم ، ارگ باید ساخته شود ، از نظر اقتصادی هم توجیه دارد برای این که مردم از طریق توریستی کارشان می چرخید هتل هایی که وجود داشت در کرمان و تهران همه مسافران بم داشتند و در آینده ارگ بازسازی شود بهتر به این شهر می آیندو خواهند آمد ، آخرین سخنم به کسانی که آمده بودند این بود که عزیزان از این که آمدید از ارگ بم و بم بازدید کنید به شما اعلام می کنیم چنانچه مردم ایران و مردم دنیا و سازمان های مختلف به ما در ساختن ارگ کمک نکنند ما خودمان به کمک مردم می رویم و باسازی ارگ را شروع می کنیم و منتظر هیچ کس نمی مانیم وقتی که این عزیزان این جملات را شنیدند تصمیم دقیق و عزم جزم ما را دیدند گفتند که ما به شما کمک می کنیم. کارهای دیگری که ما انجام دادیم این بود که شهر دوستدار کودک را در منطقه ی نزدیک به ارگ قرار دادیم ما فکر کردیم در این منطقه با توجه به اینکه دادگستری و دارایی و اینها از اینجا منتقل شده بود و بیشترین ضایعات فیزیکی و روانی به این منطقه وارد شده بود گذشته از این که نزدیک به ارگ بود پیشنهاد کردیم که این منطقه ساخته شود همینطور که ارگ بم الگو خواهد بود از تاریخ ما ، شهر دوستدار کودک به عنوان ناحیه ای مدرن که در ایران وجود ندارد در بم ساخته شود و ما همین جا از یونیسف تشکر می کنیم و شورای شهر و شهرداری مکان هایی را تهیه کردند برای مدارس ، پارکها و ... و این ها در اختیار یونیسف قرار داده شد. بزرگانی از هموطنانمان از سراسر دنیا و ایران آمدند و کمک کردند. دانشکده ی معماری که در حال ساخت است که به آموزش عالی واگذار خواهد شد. زمین بسیار بزرگی را برای دانشگاه در نظر گرفته ایم که در آینده ساخته شود برای مردم بم دانشگاهی باشد. آقای شجریان باغ هنر را می سازند و ما زمین در اختیارشان قرار دادیم که پس از ساختن در اختیار شهرداری و مردم بم قرار داده می شود. ما از همه ی هنرمندان سپاسگزاری می کنیم . مرکز آموزشی به نام یاما از هموطنان ساکن آمریکا آمدند و دارند می سازند. دانشگاه آزاد را توسعه دادیم ، طرحی برای دانشجویان پرستاری و آموزش پزشکی تهیه کردیم و برای 50 سال آینده از نظر دانشگاهی به فکر بم بوده ایم که مرکز دانشگاهی ایران در جنوب شرق در اینجا باشد. هر کسی که می خواست در اینجا کار کند ما امکانات را دلسوزانه در اختیارش قرار دادیم تا خیرین برای مردم بم خدمت کنند ما سپاسگزاری می کنیم از همه ی اینها. طبق درخواست ما بهشت زهرا ساخته شد. ما می خواستیم کارهای زیربنایی انجام شود کانال مشترک ساخته شود
مشکلات و کارهایی که بر زمین مانده چیست؟
کل شهر بم با کمک دولت اسپانیا برقش به صورت کابل زیرزمینی می شود ما قبلاً مشکلاتی داشتیم که دکلهای برق کنده می شد و خطرات جانی داشت. بعد از بم در بروات این کار انجام خواهد شد به کمک یونیسف و دولت موضوع آب حل می شود. کارهایی که ما انتظار داریم انجام شود مسئله ی گاز است خط لوله ی گاز باید از ماهان به بم کشیده شود و این خطی که از عسلویه به ایرانشهر می آید. ما انتظار داریم الان که کارهای بم دارد انجام می شود لوله های گاز در کوچه ها و خیابان ها نصب شود که کنده کاری بعدی انجام نشود. ما از دولت انتظار داریم که در مورد فاضلاب شهری اقدام کنند. 40 قنات از زیر بم عبور می کنند و سه چهارم آبهای بم آلوده هستند کمبود آب وجود دارد بم ثبت تاریخی شده اما آبهای قناتها دارد آلوده می شود سفره ی آب زیرزمینی در زیر بم وجود دارد و به فاضلاب شهری نیاز است و توجیه اقتصادی هم دارد. دشت وسیعی که بعد از بروات قرار دارد می تواند زیرکشت انواع محصولات از جمله لیمو برود. لااقل به ما بگویند که در برنامه ی زمان بندی تا چه زمانی مردم بم باید منتظر باشند باید این کارها صورت بگیرد با توجه به این که 40 میلیون دلار بانک توسعه ی اسلامی در نظر گرفته ، دولت 5 میلیارد ، ما به وسیله ی یکی از طراحان خوب ایران طراحی پارک 22 بهمن را انجام دادیم الان چندین پارک دارد در بم ساخته می شود از جمله پارک 22 بهمن، کارهایی که واقعاً چشمگیر است بوسیله ی خود مردم انجام می شود و بدون کمک مردم ، کارها سخت می شود حتی در ساخت بهشت زهرا که آن عزیزان انجام دادند در نهایت حصار و فضای سبز آن را به شهرداری دادند که زودتر انجام شود. از شهرداری تهران تقاضا داریم که لوله کشی ای را که قرار بود از چاه خیابان قدس تا بهشت زهرا انجام شود زودتر به پایان برسانند ، سالن اجتماعات و سایر چیزهایی که قرار بوده انجام دهند. ما انتظار داریم کارهای زیربنایی در این شهر انجام شود اگر انجام نشود افراد تحصیل کرده از این شهر کوچ می کنند و افراد متمکن رغبت به سرمایه گذاری در این شهر نمی کنند. مردم باید زودتر دست به کار شوند برای ساخت و ساز ، باید بخش خصوصی تقویت شود ، آموزشکده ی خرما و مرکبات به وجود بیاید تا این شهر رونق پیدا کند ، صنایع جنبی خرما رونق یابد ، کارخانه سیمان راه اندازی شود ، ساخت پالایشگاه و کارخانه پتروشیمی و دانشکده ی پتروشیمی ، برای راه آهن قسمت باری آن راه بیفتد ، آن بوروکراسی در این جا کوتاه شود ، اعتبارات کافی و فوری به بم داده شود برای ساخت شهر اگر امکانات کافی و فوری نباشد بم در زمان مقرر ساخته نخواهد شد و همه باید کوشش کنند مردم و دولت و همه که شهری خوب داشته باشیم ، ساخت پل انجام شود در کمربندی شمالی شهر ، ما سعی کردیم امکاناتی مثل کتابخانه ها ، پارکها و ... در شهر توزیع شود خانه ی فرهنگ در مناطق محروم ساخته شود ، ورزشگاهها را در تمام شهر توزیع کرده ایم ، از همه مهمتر این که از دوباره کاری ها جلوگیری شود و دادن پیشنهادهای سازنده که شهری آباد داشته باشیم، الگویی که برای سایبانهای جلوی پاساژ در نظر گرفته بودند گفتم که باید هویت شهر حفظ شود این الگوی بندرعباس است که سایبان کوتاه داشته باشد ما در بم هویت داشتیم و سایبان ها باید به صورت تالار مانند و بلند باشد به الگوی بم مانند کوچه ی بیدآباد و سایر جاها ، ما گفتیم جاهایی که تعریض شده اگر پشتش جا هست تجاری شود ما برای این که فقط به کمک بنیاد مسکن اکتفا نشود پیشنهاد کردیم که ساختمانهای تجاری و خصوصی و مسکونی علاوه بر آنچه بنیاد مسکن می سازد مردم بیایند پروانه بگیرند 50 درصد پروانه هایشان را تخفیف دادیم تا پایان بازسازی و آنچه که احساس می کنیم به نفع مردم بم است انجام داده و خواهیم داد
شما چه پیامی یا صحبتی برای شهروندان دارید؟
من به مردم عزیز بم می خواهم بگویم که خدمتگزاران شما در شورای شهر و سایر جاها صادقانه کار کردند و قول می دهم که صادقانه در خدمت شما باشند همین اعتمادی که شما داشتید در مورد تعریض ها که ملکتان را به شهرداری دادید ما پول شما را خواهیم داد تعدادی ممکن است بیایند و دایه ی دلسوزتر از مادر شوند و جوسازی کنند آنها را نصیحت کنید آنها فرزندان این مُلک هستند و همه بیایند و کمک کنند که اگر دولت ، مردم و همه کمک نکنند کاری انجام نمی شود همه باید کمک کنند ما امیدواریم منطقه ی نرماشیر که هویتی برای خودش دارد به صورت شهرستان که مرکز آن ریگان است باشد و یک شهرستان دیگر که مرکز آن فهرج یا رستم آباد باشد بزرگان بنشینند و شهرستان ها را تفکیک کنند کما این که ما در ساخت روستا ها کمک کردیم همه باید کمک کنند
شهر صلح و دوستی اینجاست

موجِ تیزِ انفجارِ شهر
نور شد
فریاد شد
از میانِ قاره ها بگذشت
در قلوبِ مرد و زن تابید
در نگاهِ مهرشان پیچید
عالمی با عشق رو کردند
آدمیت غمگساری کرد
مهربانی را به اینجا ارمغان آورد
تار و پودِ قلب های ملتهب از عشق
مرتعش از زخمه های پایداری شد
عشق را در عمق جانِ مردمِ بم بُرد
مهربانان آمدند از دور
پا بپای مردم این مُلک
با پیامی همنوا با عشق ، با سرود دلکش احسان
در کنارِ مردم غمگین ، با زبانِ مهربانی عشق ورزیدند
آنچه را می شد عنایت شد ، باری از مردم حمایت شد
دستِ عشق از آستینِ مهر ، اشکِ غم از چهره ها بِستُرد
کاروان در کاروان عشق
پایمردی کرد ، مهربانی کرد ، یاری کرد
چون کبوتر با تپش های دل بی تاب
نبض موج آرزو را روح بخشیدند
لانه بستن را دوباره یاد دادند
کوچه سار تازه از اُمید روشن شد
تا بسازد خانه ای از عشق
سخت کوشی را به تنها آشنا کردند
مادران را استواری پای بنمودند
عشق را با زندگانی آشنا کردند
مردمان را پایداری خلق فرمودند
عزم را با آرزو پیوند دادند
***
عشقبازان از سراسر پهنه ی این خاک
انجمن در سایه سارِ ارگ بنمودند
در دلِ آنان چراغی ژرف روشن بود
شهر بم را با تمام نخل های خویش
با قناتِ بیشمارش ، رشته در رشته
با تمامِ خانه باغ و آنهمه بازار
پیشِ ارگِ سربلندِ شهر روشن کرد
آنچه ما در روزگاران کُهن دیدیم
در نگاهِ شهرِ ویران گشته می دیدند
عاشقانِ بیقرارِ عشق و زیبایی
در پکن در سایه سارِ عشق
شهر ویران گشته ی ما را
با قلم هایِ مُحبت ریز
با دلی آکنده از احسان
با صفایی همطرازِ عشق
در دل یک لوح تاریخی
با کلام استواری ثبت بنمودند
شهر بم ثبتِ جهانی شد
شهر ما با این همه حشمت
شهر ما با این همه شوکت
حاصلِ صبر و شکیبایی
حاصلِ کار و تلاش و عشق
ثبت شد ، ثبتِ جهانی شد.
پس بماند جاودان این شهر
پس بماند استوار این ارگ
***
عاشقان در یک غروبِ دلکشِ زیبا
با حضورِ سبز ِ دلبندِ هنرمندان
با نگاهِ مردمِ آزاده ی دنیا
با جهانی عشق و شیدایی
لوحِ ثبتِ شهر را با خویش آوردند
و به من ، این عاشق سرگشته ی دوران
با شکوه و لطفِ یک لبخند ، بسپردند
ناگهان از ما ورای شانه هایِ ارگ
طبل هایِ مهربانی بانگ سر دادند
کوسِ آن در گوشِ جانِ این جهان پیچید
مهربانی در جهان هرگز نخواهد مُرد
دوستی و عشق پا برجاست
همدلی در دهر خواهد ماند
پرچم زیتونِ صلح و عشق
از فرازِ ارگِ بم پیداست !
مهرورزی باز پا برجاست
غنچه های خنده در هر جاست !سینه ها شیداست




زندگی زیباست
شهر صلح و دوستی اینجاست
شهر صلح و دوستی اینجاست



دکتر عباس اسماعیلی (حکیم

در اولین شماره ، تیرماه 83

سخن مدیر مسئول

شهروندان و مشارکت گسترده و سازمان یافته آنان در ساختن بمی که شایسته ما است

بیش از شش ماه از زلزله و پیامدهای ناگوار آن گذشته است. علی رغم کمک های گسترده مردمان ایران و جهان هنوز مشکلات در بسیاری از موارد بر جای خود باقی مانده است و مواردی از اشتباه و کوتاهی دستگاههای مسئول آشکار شده است. در چنین شرایطی و برای آنکه بتوانیم بر پایه » خِرد جمعی «تمامی شهروندان راه حل هایی متناسب با شأن انسان و دانش جهان امروز ، برای خروج از مشکلات یافته و به اجرا درآوریم
برای آنکه: کودکان ما به عنوان انسان های کوچک به حساب آیند و در حال و آینده در محل سکونت خود بازی و شادی داشته باشند و مجبور نباشند در میان آوارها و یا در کنار کوچه ها با خاک و گچ بازی کنند
برای آنکه: نوجوانان ما ، در خرابه های محله و یا در حاشیه گذرها به دلیل نبود فضای بازی ، شادی و آموزش پرپر نشوند
برای آنکه: دختران ما در زیر چادرها و در داخل سرپناه های موقت بیش از این غمزده و رنجور نباشند
برای آنکه: جوانان بیکار ، سرگردان یافتن شغل به هر کاری تن ندهند
برای آنکه: مادران و پدران در نزدیک محل سکونت حال و آینده خود مکانی برای تجمع داشته باشند و بتوانند مسائل مشترک محیط خود را بررسی کنند
برای آنکه: مسائل گروههای مختلف شغلی و صنفی طرح و پیگیری شود
برای آنکه: اعتیاد گسترش یابنده ، بیش از پیش تیشه به ریشه نسل های حال و آینده نزند
طرح اجتماعات محلی (شورایاری ) با توجه به تجربیات جهانی و اجرای آن در چندین محله شهر تهران ، به عنوان بستر مشارکت همه جانبه شهروندان پیشنهاد شده است. این طرح به تصویب شورای اجتماعی استان برای اجرا در بم و بروات تأیید شده است و هم اکنون شکل گیری آن در شهر بروات در شرف پایان است و اجرای آن در شهر بم نیز آغاز شده است
اجتماع محلی (شورایاری) چیست؟
اعضاء هر 30 تا 60 خانوار همسایه که در مجاورت هم سکونت دارند و یکدیگر را می شناسند از میان خود یک زن و یک مرد را به عنوان »شورایار« انتخاب می کنند. از آنجا که اعضاء اجتماع محلی (همگان) از گروه های جنسی ، سنی ، شغلی و حرفه ای گوناگونی تشکیل شده اند ، ضرورت دارد ، گروه های کاری متعددی با شرکت افراد داوطلب از جمع مذکور در محله تشکیل شود که مهم ترین این گروه ها عبارتند از: کودکان ، جوانان ، زنان ، ساخت و ساز و فضای محله ، بهداشت محیط (شهرداری محله) ، بهداشت و سلامتی (رابطین بهداشت) ، اشتغال و کارآفرینی و ... هر شورایار (زن یا مرد) دو مسئولیت بر عهده دارد.
اول به عنوان عضو یک اجتماع محلی کمک می کند که گروه های کاری مذکور در محله شکل بگیرد. بطوری که همه ی شهروندان علاقه مند (بالای 15 سال) ، حداقل در یکی از گروه های موجود در محله وارد شده و امر » مسئله یابی « و » اطلاع رسانی« محیط اجتماعی خود را بر عهده بگیرد
مسئولیت دوم هر یک از شورایاران این خواهد بود که خود ، متناسب با تجربه و علاقه خود در یکی از گروه های کاری فوق در سطح شهر عضویت یابد و امر »مسئله یابی« ،» اطلاع رسانی« و » راه حل یابی«(پروژه نویسی) را در آن جمع دنبال نماید
به این منظور دفتری تحت عنوان » دفتر هماهنگی اجتماعات محلی«در محل»چادر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهر بم ، میدان سرداران شهید« ایجاد شده و »تسهیل گرانی« از میان دختران و پسران شهرستان بم با کارت شناسایی به محلات شما مراجعه می کنند ، هنگام مراجعه آنان فهرست همسایگان خود را تهیه کنید ، دو شورایار مورد قبول اکثریت را از افراد بالای 18 سال ساکن محله انتخاب کنید. شورایاران آموزش های کوتاه مدتی خواهند دید تا بتوانند مسائل شهروندان را بررسی و راه حل یابی کنند. درخواست های شما را در تمام سطوح پیگیری کنند. افراد مذکور مادامی که مورد قبول اکثریت اهالی باشند شورایاران شما به حساب می آیند
انتخاب فوق ، اولین قدم برای ساختن بم با حضور توانای مردم خواهد بود. برای ساختن بمی که همه ی ما می خواهیم ، امید است با همت شما و با نیروی شورایار منتخب ، تا دیر نشده از اشتباهات گذشته درس بگیریم و بیش از این شهروندان در حاشیه قرار نگیرند.
به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت شماره یک ، سه شنبه 23 تیرماه 1383

بم در فهرست آثار در خطر باقی می ماند

کمیته ی میراث جهانی عصر دیروز پس از بررسی پرونده ی بم در اجلاس لیتوانی تصمیم نهایی خود را مبنی بر نگه داشتن بم در فهرست آثار در خطر اعلام کرد. به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری عبدالرسول وطن دوست رئیس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار فرهنگی و تاریخی ضمن بیان این مطلب گفت: در این جلسه از ایران خواسته شده تلاش های خود را در جهت حفاظت از بم که دارای ارزش منحصر به فرد جهانی است افزایش دهد. وی افزود: همچنین این کمیته درخواست می کند که ایران و ایکوموس با همکاری یکدیگر معیارهایی را که بتوان این اثر ثبت شده جهانی را از فهرست آثار در خطر خارج کرد ، مشخص و تعریف کنند. ضمن آنکه ایران باید تا اول فوریه 2007 گزارش خود را در مورد موضوع معیارها تهیه کرده و به کمیته ارائه دهد. وی خاطر نشان کرد: تصمیم نهایی کمیته همچنان بر نگه داشتن بم در فهرست آثار در خطر است. ضمن آنکه موضوع آموزش نیروی انسانی نیز نباید به دست فراموشی سپرده شود. کمیته میراث جهانی هر سال یک بار آثاری را که در فهرست آثار در خطر هستند را بررسی می کند که آیا در فهرست آثار در خطر باقی بمانند یا خیر. بر اساس بررسی هایی که در سی امین اجلاس کمیته میراث جهانی صورت گرفته است ، بم تا سال آینده همچنان در فهرست آثار در خطر باقی می ماند
به نقل از روزنامه شرق ، 85/4/21

بخش هایی از سخنان دکتر اسماعیلی رئیس شورای اسلامی شهر بم در اولین گردهمایی شورایاران

از همه ی شما عزیزان و مهمانان عزیز که تشریف آورده اید تشکر و سپاسگزاری می کنم. هدف تمام این کارها این است که ما کاری بکنیم برای خودمان ، شهرمان و خانواده مان. شما میدانید که مردم بم انسان های مهمان نوازی بودند ، دسته جمعی زندگی می کردند ، در یک خانه ی بزرگ پدر بود ، مادر بود ، بچه ها بودند حتی عروس و داماد بودند و این ها با هم زندگی می کردند. حتی اگر مهمانی خارجی یا ایرانی به شهر بم می آمدند ، آنها دعوتشان می کردند ، به آنان جا می دادند و جاهای خوب و دیدنی شهر را نشانشان می دادند و سرانجام ممکن بود به مهمانان هدیه ای دهند ، حتی اگر ممکن بود دیگر آنها را نبینند ... من این اطمینان را دارم با کمک مردم و یونسکو و دولتمان ارگ بم بازسازی خواهد شد. یک اتفاقاتی است که افتاده و بنابراین یک همیاری ، یک صمیمیت و یک کمکی می طلبد ، [ چنانکه می دانید ] شورایارها از بین 30 تا 50 خانوار دو نفر را انتخاب می کنند ، یعنی کسی که این دو را انتخاب می کند نه دولت است و نه شورای شهر ، بلکه مردم این ها را انتخاب می کنند. پس نمایندگان مردم هستند و [ شورایاران ] محله به محله دقت می کنند ، مسائل بهداشتی ، مسائل تغذیه و مسائل دیگر را نگاه می کنند ، مثلاً محله نیاز به سالن ورزشی ، یک پارک کوچک که بچه ها یک جایی بروند که بازی کند ، می بینند درمانگاه ندارند می گویند درمانگاه لازم است. همه ی این پیشنهادات را می دهند. شما عزیزان در بین خودتان چندین گروه تشکیل می دهید که یک گروه مسئول پیگیری امور بهداشت است ، یک گروه مسئول مسائل کودکان ، یک گروه مسئول مسائل جوانان و غیره
... ماباید خیلی آرام و با آرامش صحبت هایمان را بگوییم ، مطمئن باشید در برابر حرف منطقیِ صمیمانه و دوستانه همه تسلیم هستند
به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 1 ، سه شنبه 23 تیرماه 1383

آغاز ساخت
اتاق بحران
در تهران

عملیات احداث ساختمان مرکز فرماندهی و هدایت عملیات مقابله (اتاق بحران) استاندارد شهر تهران که برای تخستین بار در کشور به مرحله ی اجرا درمی آید با هدف فراهم ساختن امکان هماهنگی و فرماندهی متمرکز سوانح ناشی از وقوع بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه توسط سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران آغاز شد
دکتر مازیار حسینی ، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران گفت: اتاق بحران این امکان را فراهم می سازد که سامانه مدیریت حادثه به سرعت فعال شده و از بروز عملیات اشتباه ، دوباره کاری ، اختلال و تراکم نیروهای حاضر در صحنه و هدر رفتن اترژی و توان عملیاتی جلوگیری کند. ضمن آنکه مدیران و فرماندهان تمامی سازمان ها و شرکت های فعال در سامانه ی مدیریت شهری در خواهند یافت که فعالیت تخصصی سازمان متبوعشان باید هماهنگ با سایر سازمان ها و نیروهای عملیاتی باشد و از یک فرماندهی و مدیریت واحد پیروی شود
وی با اشاره به این که در حال حاضر کلان شهر تهران از مکانی مناسب با مشخصات ، امکانات و تجهیزات اتاق بحران مطابق با استانداردهای بین المللی برخوردار نیست به خبرنگار همشهری گفت: برای رفع این کاستی ، سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران ، احداث اتاق بحران را در دستور کار قرار داده است
وی افزود: مرکز فرماندهی و هدایت عملیات مقابله (اتاق بحران) شهر تهران با 2 هزار و 200 مترمربع زیربنا در سه طبقه شامل زیرزمین ، همکف و طبقه ی اول احداث می شود و در آن بخش هایی چون اتاق فرماندهی حادثه ، اتاق کارشناسان عملیاتی ، فضای استقرار سامانه های الکترونیکی ، مخابراتی ، ماهواره ای و رایانه ای و فضای مناسب جهت استراحت ، انبار لوازم و تجهیزات و سایر خدمات مورد نیاز پیش بینی شده است و در برابر زلزله با قدرت 10 ریشتر نیز مقاوم است
به نقل از روزنامه ی همشهری ، 85/4/19
صدای قربانیان 10

پدیده های نگران کننده

زن ، 56 ساله ، خانه دار: افرادی را می بینم که از اعضای درجه یک خانواده حتی یک نفر هم باقی نمانده است و این برایم غیرقابل تحمل می باشد

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: بیکاری جوانان ، اعتیاد جوانان ، تورم و بالا بودن قیمت زمین ، افرادی که زمین ندارند منبع درآمدی هم ندارند که زمین خریداری کنند مشکل این افراد چگونه حل می شود؟
زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: کمبود محبت پدر و مادر ، نداشتن خواهر و برادر و دیدن برادر م که مجرد است و تنها
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: به یاد فرزندانم می افتم که در زلزله از دست دا ده ام ، به یاد گذشته و خاطرات گذشته می افتم و نگران می شوم و نمی توانم گذشته را فراموش کنم ، دیدن چیزهایی که از همسر و فرزندانم باقی مانده است
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: نبودن فرزند ، نبودن پدر و مادر
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: ناامنی ، کمبود آب سالم و بهداشتی
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: آشفتگی وضعیت شهر و ناامنی
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: حیرانی مردم
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: فاضلابهای خانگی و وجود حشرات که باعث سالک می شود
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: ناراحتی فرزندم از این که نمی تواند به دانشگاه برود
زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: ناسازگاری دخترم با بچه های ناپدری اش و زندگی در خانه ی مردم
زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: به دلیل این که قطع نخاع هستم و نمی توانم کارهایم را خودم انجام دهم نگران هستم

زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: در حال حاضر بیکار بودن شوهرم و نداشتن مکان مناسب برای زندگی
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: فرا رسیدن فصل گرما و شیوع بیماری های واگیردار
زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: وضعیت ساخت و ساز خانه و نداشتن منبع درآمد

انتظارات از همسایگان

زن ، 56 ساله ، خانه دار: حق همسایگی را به جا آورند و رفت و آمد داشته باشند و مشکل همدیگر را حل کنند بی تفاوت نباشند
زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: به یکدیگر در تمام مشکلات کمک کنند و از حال یکدیگر باخبر باشند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم فقط خوش برخورد باشند
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: انتظار خاصی ندارم
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با من بیشتر باشند و همدردی کنند
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: حقوق یکدیگر را رعایت کنند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: حق همسایگی را به جا آورند
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: همسایگانم همگی خوب هستند

زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: احترام یکدیگر را نگه دارند و با یکدیگر دعوا نکنند
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: با همدیگر مهربان باشیم و در همه ی اوضاع چه خوب و چه بد یار و غمخوار همدیگر باشیم

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: حقوق یکدیگر را بشناسند و در غم و شادی همدیگر شریک باشند

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: به چشم ترحم به من نگاه نکنند.
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: در غم و شادی مونس همدیگر باشیم

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: احترام متقابل نسبت به همدیگر بگذارند و در رفع مشکلات یکدیگر را یاری کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به جز همبستگی و محبت انتظار دیگری ندارم

پدیده های ناامید کننده

زن ، 56 ساله ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: جذب نیروهای غیربومی که بعد از استخدام هم می گذارند و می روند طرف شهرهای خود و می گویند مگر مجبوریم بم کار کنیم. مسئولین باید خیلی مراقب جذب نیرو باشند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: تنهایی برادرم ، نداشتن فرزند ، تنهایی خودم
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: به یاد خوبی ها و خاطراتی که در گذشته داشته ایم ولی الان نیست ، نبودن بچه هایم مثل گذشته ، دیدن لباسهای آنها در صندوق
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: دیدن محیط اطراف و زندگی دیگران ، دیدن سرنوشت که چرا همسر یا یکی از فرزندانم زنده نمانده است

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیکاری
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیکاری
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: نداشتن زمین برای ساخت و ساز ، فقر و بیچارگی ، نداشتن سرویس بهداشتی
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد
زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: وارد نشدن فرزندانم به دانشگاه به دلیل وضعیت نامناسب مالی
زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: نداشتن مسکن و زمین برای ساخت و ساز ، نداشتن سرویس بهداشتی
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: نداشتن زمین برای ساخت مسکن
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده این است که نگران آینده ی فرزندم هستم که پدر همسر سابقم سرپرستی او را بر عهده دارد ، دوری از فرزندم
زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: ما تحت پوشش بهزیستی بوده ایم که بدون دلیل آن را قطع کرده اند





انتظارات از مسئولین

زن ، 56 ساله ، خانه دار: بیشتر به مشکلات مردم رسیدگی کنند

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: مسئولین در مورد مسئله ی اشتغال جوانان بیشتر دقت کنند تحصیل کرده های بمی چرا باید بیکار باشند و غیربومی ها فقط جهت استخدام به کار گرفته شوند و بعد از استخدام هم بم را ترک کنند و به شهرهای خود بروند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: نسبت به مردم بم و پشترود توجه خاصی داشته باشند و برای جوانان و بیکاری آنها فکرهای بهتری داشته باشند

زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: به زنان بی سرپرست به جوانان و بیکاری آنها توجه کنند و نگذارند حق آنها پایمال شود

زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به بیکاری جوانان توجه بیشتری داشته باشند

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: اینقدر با کاغذ بازی سنگ جلوی پای مردم نگذارند

زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: به درددل مردم توجه کنند

زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: جوابگوی مشکلات مردم باشند
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: به مشکلات فرزندم رسیدگی نمایند
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: برای ما کلاسهای آرایشگری و خیاطی و ... بگذارند و ما را از بیکاری درآورند

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر به فکر بچه هایی که در خانه ی ناپدری به سر می برند باشند

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: فراهم کردن محیطی برای زندگی همراه با بهداشت کامل همچنین به افراد ضایعه نخاعی بیشتر رسیدگی کنند

زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: افراد باتجربه کلاسهای خیاطی و آرایشگری برای ما بگذارند
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر به فکر جوانان جامعه و مشکلات آنها باشند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به بی سرپرستها توجه بیشتری داشته باشند و بدون تحقیقات نباید مستمری ما را از طرف بهزیستی قطع می کردند




انتظارات از اعضای خانواده

زن ، 56 ساله ، خانه دار: بیشتر با یکدیگر رفت و آمد داشته باشیم و مشکلات همدیگر را حل کنیم

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: صله ی ارحام را به جا بیاورند ، مهر و دوستی در خانواده بیشتر حاکم باشد

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: بتوانند محبت پدر و مادرم را برایم جبران کنند ، بیشتر از گذشته نسبت به من ابراز محبت داشته باشند

زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: دلداری دادن ، محبت کردن بیشتر ، درست برخورد کردن
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: فقط محبت
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر به من توجه کنند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: درکم کنند
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: انتظار خاصی ندارم
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: تهیه لوازم فیزیوتراپی و ورزشی به دلیل معلولیت دستهایم
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: فرزندانم با تلاش و کوشش خود درس بخوانند و روح پدرشان را شاد کنند

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: از تنها دختر بازمانده ام از زلزله انتظار دارم که با زندگی کنونی ما بسازد اگر چه سخت است اما درسش را بخواند

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: تهیه لوازم فیزیوتراپی و ورزشی به دلیل معلولیت
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: مرا درک کنند و همیشه به این فکر باشند که من در زندگی قبلی ام شکست خورده ام

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: در رفع مشکلات مرا یاری کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظار کمک مادی و معنوی دارم


کارهایی در طی دو سال گذشته باید انجام می شد، ولی انجام نشده است

زن ، 56 ساله ، خانه دار: مسئله ی اشتغال جوانان و به کارگیری آنها
زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: ساخت و ساز می بایست بهتر از این صورت بگیرد
زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: آسفالت کردن جاده ی بهشت زهرا و خیابان ها
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: درست نکردن یک فضای سبز در روستای پشترود ، درست نکردن جاده ی بهشت زهرا
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: درست کردن جاده ها
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: درست کردن سالن ورزشی برای خانمها ، مکان های تفریحی برای جوانان
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: کاغذ بازی های دست و پاگیر ، می بایست واقعاً به مشکلات مردم رسیدگی کنند که نکردند
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: بعضی از مسئولین وظایف خود را درست انجام ندادند مانند ساخت وساز ، اداره ی تعزیرات هیچ نظارتی بر قیمت ها ندارد ، خرابی جاده ها ، قطع مکرر آب ،
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: مشکلات ساخت و ساز
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: دادن وام برای ساختن خانه که خود و فرزندانم سرپناهی داشته باشیم

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: ساخت و ساز باید تمام می شد ولی هنوز کار ساخت وساز ادامه دارد
زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: رسیدگی به حال زنان بی سرپرست و مخصوصاً ضایعه نخاعی ها ، بررسی وضعیت آنها
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: ساخت و ساز
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: عدم پیشرفت کار ساخت و ساز ، رسیدگی به زنان بی سرپرست
زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: باید ساخت وساز خیلی زودتر از اینها تمام می شد اما هنوز ادامه دارد


انتظارات از خویشاوندان

زن ، 56 ساله ، خانه دار: به یکدیگر بیشتر محبت کنند

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: به یکدیگر احترام بگذارند و به حرفهای یکدیگر گوش دهند و توجه داشته باشند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: همین چند نفری که ماندیم با هم خوب باشیم و خوب برخورد کنیم و مهربان باشیم

زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: فراموش نکردن من ، سر زدن به من
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: دوستی و صداقت ، دلداری ، دید و بازدید
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: رفت و آمد مانند قبل از زلزله حتی بهتر هم باشد
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: در زندگی شخصی یکدیگر دخالت نکنند و موجب نگرانی و ناراحتی نشوند

زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: خویشاوندان من همگی خوب هستند

زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: بیشتر مرا در کارهایم کمک کنند

زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: به دیدار ما بیایند و بعد از خدا امید من و بچه هایم باشند

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: انتظار خاصی ندارم

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر مرا یاری دهند مخصوصاً در کارهای شخصی ام
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: بیشتر به فکر همدیگر باشند

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: مرا بیشتر درک کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به فکر همدیگر باشند


مشکلات شهروندان


جمعی از شهروندان: بیمه خدمات درمانی روستایی که بیشتر مردم تحت پوشش این بیمه می باشند تاکنون خدمات به مردم داده نشده است. چون این بیمه با هیچ دکتر و داروخانه ای قرارداد ندارد و باید نامه ای از مرکز بهداشت داشته باشیم و اگر هم به دکتر مراجعه می کنیم باید ویزیت آزاد پرداخت کنیم و داروها هم آزاد هستند. مسئولین تکلیف ما را با این بیمه ها مشخص کنند
صاحب مغازه ی طلافروشی: از روزی که به بازار جدید نقل مکان کرده ایم با مشکل کمبود برق مواجه هستیم ، آب اصلاً نداریم از شدت گرما تحمل یک لحظه ماندن در اینجا واقعاً مشکل است
صاحب مغازه ی خرازی: چند روز است که مغازه ام را باز کرده ام اصلاً فروش ندارم ، چون در مورد بازار جدید اطلاع رسانی نشده است
صاحب مغازه ی پارچه فروشی: مشکلات ما در بازار جدید قطعی برق ، نداشتن آب و عدم اطلاع مردم از وجود بازار جدید در مکان نیروگاه قدیم برق است. عدم وجود سایبان که به علت گرمای شدید کسی نمی تواند در اینجا بماند
جمعی از شهروندان خیابان باهنر: خراب کردن بلوار باهنر موجب ترافیک زیاد و گرد و خاک شده که هنوز این بلوار درست نشده از مسئولین می خواهیم که حداقل این خیابان را آب پاشی کنند تا کمتر گرد و خاک بلند شود چون تا وقتی که این خیابان ساخته شود ما هزار و یک مریضی پیدا می کنیم

شیهکی ، رشیدی فرد

بگذارید از بزرگترین تجربه ام (با هم بودن) بگویم


شش ماه از زلزله ی ویرانگر بم می گذشت که با دکتر سیامک زندرضوی آشنا شدم معرف من به ایشان دکتر فرشته میرهاشمی مسئول مؤسسه بین المللی بنیان بود ، ابتدا به عنوان تسهیلگر دفتر هماهنگی اجتماعات محلی و بعد به عنوان دستیار دکتر زندرضوی کار را ادامه دادم
پس از شروع چاپ خبرنامه شهروندان و مشارکت که با هدف بازگو کردن مشکلات مردم رنج کشیده چاپ می شد ، به عنوان گزارشگر خبرنامه فعالیتم را ادامه دادم
در طول چاپ این 52 شماره نشریه تجربیات زیادی کسب کردم که بزرگترین آن را با هم بودن می دانم. وقتی که با تعدادی از جوانان فعال بم و به همراه اندیشمندی چون دکتر زندرضوی کار می کردم و روز به روز به تجربیاتم اضافه می شد (خبرنگاری ، پروژه نویسی و تحقیق ...) و در عین حال برای مردم رنج دیده ای خدمت می کردم که خود از آنها بودم دیگر نباید احساس تنهایی می کردم ، مردم ، همکاران و دکتر همه با هم بودیم در این دوران توانستم با روزنامه های دیگر هم ارتباط برقرار کنم و گزارشات و مقالاتی برای آنها بنویسم از همان ابتدای فعالیت روزنامه نگاریم هدف خود را رضای خدا و عشق به مردم شهرم قرار دادم در همین دوران بعضی از مسئولین می گفتند: شما فقط نیمه خالی لیوان و مشکلات را می بینید ، ما در جواب آنها می گفتیم: رسانه های دیگر به اندازه ی کافی نیمه پر لیوان را می بینند اگر قرار باشد همه نیمه پر لیوان را ببینند پس چه زمانی به فکر پر کردن نیمه خالی آن باشیم ، ما مسئولین را از خود می دانیم و به همین خاطر در بعضی از مقالات و گزارشات خیلی خودمانی از آنها گلایه می کنیم ، شاید به این زودی ها در بم پنجره ای مانند شهروندان و مشارکت باز نشود که مردم رنج دیده بتوانند حداقل عقده ی خود را خالی کنند و مشکلاتشان را به مسئولین بگویند و شاید به این زودی ها نشریه ای با این نظم هر دو هفته یکبار بدون وقفه در بم منتشر نشود ، درست است برخی از مسئولین می گفتند این نشریه رسمی نیست ولی آیندگان قضاوت می کنند که کدام نشریه فقط به درد مردم پرداخت با وجود این که کارکنانش دردها و مشکلات زیادی داشتند ، مطمئناً در آرشیوهای زیادی از شماره های مختلف این خبرنامه وجود خواهد داشت
آری شهروندان و مشارکت به پایان رسید و بگذارید آخرین جمله اش را من بگویم: »زنده باشی ای بم بزرگ تا همیشه
رحمت الله دریجانی

شهروندان و مشارکت ، مطلوب و تأثیرگذار


در آن شرایط بحران زمانی که هیچ کس نبود مشکلات محلی و محله ای را حداقل به طور نسبی حل کند دکتر سیامک زندرضوی با تشکیل دفتری به نام » دفتر هماهنگی اجتماعات محلی« گام به سوی تشکیل جلسات محلی و محله ای (شواریاری) نهاد و از این طریق نمایندگان محله ها مشکلات مردم و محله ی خودشان و آنهایی که هیچ حمایتی نمی شدند را بازگو می کردند دیری نگذشت که گروههای کاری تشکیل شد و هدف اصلی این گروهها مخابره سریع اخبار و انتقال صحیح اطلاعات در محدوده ی اجتماعات محلی بین مردم و مسئولین و در واقع غنی کردن فرهنگ اطلاع رسانی بود
تیرماه 83 بود که اولین شماره خبرنامه شهروندان و مشارکت به چاپ رسید در طول این مدت از طرق مختلف با مسائل و مشکلات زیادی روبرو شدیم اما لازمه ی این حرفه این است که توانایی مقابله با تنش های کاری را داشته باشیم و شاید تا حدی توانستیم هدفمان که آگاه کردن افکار عمومی بوده است را ارتقاء بخشیم به طوری که افکار عمومی نیز تمایل بیشتری برای آگاهی از آخرین رویدادها پیدا کرده اند
سعی کردیم در این خبرنامه مواردی ذکر شود از قبیل صدای قربانیان ، مشکلات آنهایی که هیچ وقت نشنیدند ، طرح و پروژه هایی که تعریف شدند اما ... سرمقاله ها و گزارشات تحلیلی که بهترین در نوع خودشان بودند و برگزیده ی جشنواره ی مطبوعات اعلام شدند اینها همه نشانه ی فعالیت بی وقفه ی مدیر مسئول و گزارشگران این خبرنامه است که توانستند اطلاع رسانی دقیق و به موقع انجام دهند.همان طور که »جف پریدمور« گفته است: روزنامه و مجلات محلی بهترین مکان برای شروع کار خبرنگاری آزاد است
امروز که دو سال از چاپ این خبرنامه می گذرد درسهای زیادی آموختیم اینکه اگر همفکری و فعالیت صادقانه بین مردم باشد و اینکه فقط خود و مشکلات خودمان را نبینیم در شرایط بحران نیز می شود زندگی حداقل آرامی داشت
و سرانجام
مثل همیشه صمیمانه ترین سپاسهایم را به دکتر زندرضوی مدیر مسئول خبرنامه و محمدعلی جوشایی رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی بم تقدیم می کنم آنها که درباره ی مطالب ما خبرنگاران بحث کردند و پیشنهادهای اصلاحی دادند و ناظر نبردهای فراوان خبرنگاران با مسائل روز بودند و به ما یاد دادند که چگونه در برابر آن مسائل مقاومت کنیم و آموختیم که چگونه شمع روزنامه نگاری آزاد باید روشن بماند
اکنون که آخرین شماره ی این خبرنامه نیز به چاپ رسید از همه ی عواملی که ما را در امر خطیر اطلاع رسانی کمک کردند تشکر می کنیم
الهام رشیدی فرد

ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت

دو سال گذشت وقتی به گذشته نگاه می کنم آن هنگام که تمام زندگیمان به یکباره ویران شد و آن مدتی که در یک چادر امدادی روزگار را سپری می کردم همه ی اینها می گذرد و آنچه که مانده تجربیاتی است که در طی این مدت کسب کرده ایم در این شرایط بود که می خواستم به خود و همشهریان خود خدمتی داشته باشم ، چه آن هنگام بعنوان شورایار محلی دردهای مردم محله را از طریق اجتماعات محلی و چه از طریق خبرنامه شهروندان و مشارکت به گوش مسئولین می رساندم
زمانی که وارد کار خبر و خبرنگاری شدم درست نمی دانستم خبر چیست و خبرنگار کیست شاید عده ای از مردم فکر می کنند کسی که یک دوربین و یک ضبط داشته باشد خبرنگار است اما چگونه می توان حرفهایی که مردم می زنند به گوش مسئولین رساند و بالعکس
اینجا بود که خبرنامه شهروندان و مشارکت به خبرنگار هویت داد ، با همکاری اداره فرهنگی و ارشاد اسلامی بم و برنامه عمران سازمان ملل در بم (undp) یک دوره کلاسهای خبرنگاری برای عده ای از جوانان داوطلب خبرنگار بمی برگزار کردند تا با خبرنگاری بیشتر آشنا شویم و بفهمیم که خبرنگار چه مسئولیت سنگینی بعهده دارد در واقع در همین کلاسها بود که فهمیدیم خبرنگار باید آزاد بیندیشد و آزادانه واقعیت را بیان کند و تابع هیچ ارگانی نباشد. خبرنامه شهروندان و مشارکت آنچه را که بیان می کرد مردمی بود در واقع همانطور که از اسمش پیداست با مشارکت شهروندان است که می توان بم را با طبع و نظر خود شهروندان بمی ساخت و در چنین حالتی بود که ارشاد اسلامی بم به حمایت از خبرنگاران جوان پرداخت و از ادارات خواست که با این خبرنگاران همکاری کنند

سالها و ماهها می گذرد ولی این خبرنامه سیاه و سفید در یاد و خاطره ی مردم خواهد ماند. در یادها خواهد ماند جوانانی با عشق و علاقه و با تحمل هرگونه سختی و حتی با درآمدی کم چگونه آنچه را که حرف مردم بود نوشتند در واقع خبرنامه شهروندان و مشارکت در یک کلام خواست به همه بگوید در هر پست و مقامی که هستند همه یکی باشیم و صداقت ، روراستی و سادگی را پیشه ی خود قرار دهیم تا جامعه ای پیشرفته و شهری آباد داشته باشیم و به قول سهراب سپهری: « ساده باشیم در باجه یک بانک چه در زیر درخت»
در پایان از آقای دکتر سیامک زندرضوی که در این مدت زحمات زیادی در جهت اطلاع رسانی به مردم آسیب دیده ی بمی کشیده اند و خانم رویا اخلاص پور که همواره در کنار دکتر بودند و آقای جوشایی که همیشه حامی خبرنگاران بودند تقدیر و تشکر می نمایم
حلیمه شیهکی

ای کاش همه مثل او بودند

چند ماهی از زلزله می گذشت که یک شب در حسینیه ثارالله بروات با دکتر زندرضوی و خانم رویا اخلاص پور که برای برگزاری جلسات اجتماعات محلی آمده بودند ، آشنا شدم و وقتی که دانستم هدف دکتر از این جلسه رساندن مشکلات مردم به گوش مسئولین است خیلی دلم می خواست با دکتر همکاری داشته باشم ولی آن زمان با مؤسسه پزشکان نجات همکاری داشتم نمی توانستم با دکتر کار کنم ولی گهگاهی در جلسات دکتر شرکت می کردم و بعد از مدتی که با نشریه بم شهری که آرزوی ماست فعالیت خود را آغاز کردم دیگر هیچ خبری از دکتر نداشتم تا یک روز خبرنامه شهروندان و مشارکت را مشاهده کردم دیدم که در این خبرنامه مشکلات مردم را نوشته اند وقتی که شناسنامه خبرنامه را مطالعه کردم دانستم که دکترزندرضوی مدیر مسئول این خبرنامه است وقتی که به دفتر خبرنامه مراجعه کردم دیدم یکی از دوستانم در دفتر خبرنامه نشسته ولی از دکتر خبری نبود وقتی که جریان را از دوستم جویا شدم در پاسخ گفت: دکتر کرمان است و هفته ای دو روز به بم می آید و در نبود دکتر خودش نماینده ی دکتر در بم است از آن موقع ارتباطم با خبرنامه آغاز شد و در اکثر جلسات دکتر شرکت می کردم و گهگاهی هم گزارشی برای خبرنامه تهیه می کردم تا این که چند وقت پیش به درخواست بچه های خبرنامه شهروندان و مشارکت فعالیتم را بیشتر کردم
دکتر سیامک زندرضوی برای بهبود وضعیت بحران از جان ، وقت ، خانواده و مال خود مایه گذاشت از این افراد خاص کم پیدا می شود که برای بم چنین کاری انجام دهند
آری در این چند وقت که با دکتر همکاری داشتم از تجربیاتش استفاده کردم اما چه زود این دوران تمام شد
روح الله باقری

شهروندان و مشارکت خبرنامه مردمی

اوایل زلزله به علت از دست دادن اعضای خانواده و مشکلات روحی که داشتم نمی دانستم چه کنم از طریق آشنایی با خانم اخلاص پور با دکتر زندرضوی مدیر مسئول خبرنامه شهروندان و مشارکت آشنا شدم. اوایل انتشار خبرنامه در دوره ی خبرنگاری که در بم و کرمان تشکیل شد ، شرکت کردم ، با فنون خبرنگاری بیشتری آشنا شدم و اطلاعات زیادی در این زمینه کسب کردم در طی این دو سال بیشتر خبرهای ما در زمینه ی مشکـــلات مردم و قشر آسیــب دیده از زلــزله بخصوص زنان و کودکان بی سرپرست و بررسی روحیات آنها بود و بیشتر حرف دل مردم و خاطرات مربوط به زلزله را می نوشتیم. در این خبرنامه با دوستان زیادی آشنا شدم. در آخر از دکتر زندرضوی بخاطر زحمات بی دریغش برای مردم بم کمال تشکر را دارم
صدیقه جزینی زاده

خواستن توانستن است

چند ماهی از زلزله می گذشت و من در تنهایی به سر می بردم کم کم داشتم در خودم گم می شدم که به فکر کار کردن در یک محیط اجتماعی افتادم ، از طریق مادرم با دکتر زندرضوی آشنا شدم مادرم به من گفته بود که وی مردی متشخص و مهربان است و در رابطه با بیکاری جوانان همکاری می کند بنابراین یک روز به اتفاق مادرم نزد دکتر و همسرش رفتیم و وی شماره ی مرا گرفت تا به من اطلاع دهند. اما متأسفانه هیچ خبری از طرف وی نشد و من ناامید به نشریه ی بم شهری که آرزوی ماست روی آوردم و همین نشریه باعث شد که من به خبرنامه ی شهروندان و مشارکت راه پیدا کنم بی آنکه بدانم سردبیر و مدیر مسئول این خبرنامه دکتر زندرضوی است تا این که یک روز که آقای دکتر برای بچه ها خبرنامه ی جدید آورده بود مرا شناخت و من آن روز خیلی خوشحال شدم. از این که می توانستم جزء کوچکی از این خانواده ی بزرگ باشم به خود می بالیدم و اگر قرار باشد روزی من به درجات بالا برسم تمام موفقیت خودم را از نشریه می دانم زیرا در آنجا بود که توانستم روی پای خودم بایستم
فاطمه حافظ آبادی

شهروندان و مشارکت تجربه ای تکرار ناپذیر

دو سال از زمان انتشار اولین شماره خبرنامه گذشته و چه زود هم گذشت و ما به آخرین شماره ی خبرنامه رسیده ایم. هر شماره از خبرنامه تجربه ای جدید بود که تکرار ناپذیر است. وقتی که مطالب به دفتر کار می رسید باید ویرایش و تنظیم می شد. سپس به چاپخانه برده می شد زمانی که مطالب را می خواندم به گونه ای نوشته شده بود گویی که خودم در بم آنها را به چشم دیده ام گرچه پس از زلزله به بم نرفته بودم مطالبی که درباره ی رنج و مشکلات مردم بم به ویژه زنان و کودکان بود مرا متأثر می کرد و مطالبی که در باره ی کسب موفقیت آنها در یک زمینه بود احساس شادمانی به من می داد به مرور زمان احساس کردم دوستانی در بم دارم که با آنها احساس صمیمیت و همدلی دارم گرچه آنها را ندیده ام ، هنگامی که مطالب می رسید اول به دنبال نام های آشنا می گشتم و مطالبشان را به دقت می خواندم و از این که روز به روز گزارشها با دقت بیشتری تهیه می شد خوشحال می شدم
حال پس از گذشت دو سال بسیار خوشحالم که با کسانی احساس صمیمیت دارم که در شرایط بحران تمام تلاش خود را برای کمک به مردم شهرشان به کار بستند کسانی که افتخار من و تمام ایرانیان هستند. برای جوانانی که خالصانه برای مردم شهر خود کار کردند آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم
از آقای دکتر زندرضوی و خانم رویا اخلاص پور که زمینه ی این تجربه ی تازه را برایم فراهم آوردند صمیمانه تشکر می کنم.
زهرا قاسم زاده
دستیار مدیر مسئول

تجربه
فراموش نشدنی

اوایل که مطالب خبرنامه برای تنظیم و صفحه آرایی به چاپخانه آورده می شد، فکر می کردم این خبرنامه هم مانند دیگر نشریات است. اما کم کم متوجه شدم یک تفاوت اساسی با سایر نشریات دارد. و آن هم این است که از درد مردمی می گوید که در همین نزدیکی هستند. و شاید بسیاری از ما شرایط آن را ندیده و نمی توانیم درک کنیم. اما این خبرنامه چه خوب توانست در این دوسال مشکلات و دردهای این مردم را بازگو نماید
از این که با این نشریه همکاری داشتم بسیار خوشحالم و امیدوارم که باز هم امکان همکاری با این گروه برایم فراهم شود
مریم حسینی


بازار موقت بم در وضعیت عالی قرار دارد

کسبه و بازاریان هر منطقه قطب اقتصادی آن منطقه به شمار می روند و در روند پیشرفت شهر نقش بخصوصی دارند
زلزله دلخراش پنجم دی ماه بم خسارات مالی و جانی جبران ناپذیری به بازاریان این شهرستان وارد کرد و با گذشت دو سال و اندی از این فاجعه وقتی به بازار بم می روید بازار قدیم که جزء میراث فرهنگی این شهرستان است هنوز ساخته نشده است که هیچ ، خیابان یکطرفه که محل استقرار بازاریان است هنوز آواربرداری نشده است و بعد از دو سال مسئولین به این نتیجه رسیدند که خیابان یکطرفه که محل کسب بازاریان است تخلیه و کلیه کسبه را به محل نیروگاه قدیم منتقل کنند تا روند بازسازی واحدهای تجاری و خیابان یکطرفه سریعتر شروع شود. وقتی به بازار جدید می رسید اکثر کانتینرها که مکان کسب بازاریان در محل بازار جدید یا همان نیروگاه برق قدیم است بسته می باشد و بازار رونق گذشته را ندارد
م.ح که پارچه فروشی دارد می گوید: اگر شما اینجا آمده اید تا مشکلات ما را بیان کنید حرفهایی که ما می زنیم حرف کسبه و مردمی که برای خرید به اینجا می آیند است. الان ساعت 8 صبح است می بینید به علت گرما کسی یک دقیقه نمی تواند این مکان را تحمل کند چون یک سایبان ندارد حداقل به صورت موقت سایه برای همه باشد یکی دیگر از مشکلات ما برق است. ولتاژ برق خیلی ضعیف است و با قطعی برق مواجه هستیم همانطور که می دانید کانتینر از آهن است و آهن زود داغ می شود و اصلاً بدون کولر داخل آنها نمی توان رفت ، اداره ی برق قول داده که برق این منطقه را وصل کند ولی هنوز به وعده ی خود عمل نکرده است
یکی دیگر از کاسبان بازار برق این منطقه را خیلی ضعیف می داند و می گوید: با توجه به اینکه ما ترانس برق خریده ایم اما این ترانس ها کشش ندارند و مسئولین اداره ی برق قول داده اند که وضعیت برق را مشخص کنند ولی هنوز به وعده ی خودشان عمل نکرده اند
وی یادآور شد شهرداری باید خدمات بیشتری به شهروندان بدهد و خیابانی که به این بازار منتهی می شود را آسفالت کنند تا شهروندان راحت تر بتوانند به این بازار بیایند
یکی از شهروندان که از وضعیت بازار گلایه مند بود گفت: ما چند روزی است که باخبر شدیم بازار به این مکان منتقل شده است وقتی که مراجعه کردم دیدم که حتی یک سایبان ندارد و آفتاب سوزان غیرقابل تحمل است حداقل یک سری خدمات می بایست در بازار قرار می دادند تا مردم با آسایش بیشتر به بازار مراجعه کنند
امید است که مسئلوین برای بهتر شدن وضعیت بازار توجه بیشتری به این مکان داشته باشند
شیهکی ، رشیدی فرد

مشکلات تعدادی از اصناف بم

صنف بزازی در سال 1367 تشکیل شده است و دارای 35 عضو رسمی می باشد که هر دو ماه یکبار جلسه تشکیل می دهند. کلیه ی اعضاء این صنف بومی هستند در اثر زلزله این صنف 14 نفر از اعضاء خود را از دست داد و یک عضو جدید به این صنف وارد شده است
بعد از زلزله 600 هزار تومان بلاعوض ، یک کانتینر و یک میلیون و پانصد هزار تومان وام با بازپرداخت 18 ماهه به هر یک از اعضاء این صنف تعلق گرفت
آقای قاسمی رئیس صنف بزازی نداشتن سرمایه کافی را مهمترین مشکل اصناف می داند و از دولت می خواهد که یک وام طویل المدت در اختیار اصناف قرار دهند که اصناف بتوانند سرمایه ای جذب کنند. وی از شهرداری می خواهد که تا 5-6 سال از اصناف عوارض دریافت نکنند چون اصناف هنوز جا و مکان درستی ندارند. قاسمی از اداره ی بازرگانی که همواره همراه و همگام اصناف بوده تشکر می کند. او همچنین از فرمانداری و مجمع امور صنفی تقاضا دارد که به مشکلات اصناف رسیدگی کنند
صنف طلافروشی در سال 1368 تشکیل شده است دارای 30 عضو رسمی و دو عضو غیررسمی (بدون جواز کسب) می باشد و بنا به ضرورت هر زمان که لازم باشد جلسه تشکیل می دهند. در اثر زلزله این صنف 6 نفر از اعضای خود را از دست داد. کلیه ی اعضاء این صنف بومی هستند و 5 عضو جدید پس از زلزله به این صنف وارد شده است. رئیس صنف طلافروشان می گوید: تا به حال هیچ چیز به ما تعلق نگرفته فقط یک میلیون تومان اوایل زلزله به ما دادند که جوابگوی ضرر و زیان ما نیست. وی کمبود امکانات همچون ضعیف بودن برق ، قطعی آب و نبود آسفالت و ... را از جمله مشکلات اصناف ذکر می کند. در عین حال از فرمانداری ، اداره ی بازرگانی و مجمع امور صنفی به خاطر همکاری با اصناف تشکر می کند و از شهرداری می خواهد خدماتی همچون آسفالت ، راه اندازی ایستگاه تاکسی و ... را در دستور کار خود قرار دهد
صنف پوشاک فروشی از سال 1365 تشکیل شده است. این صنف دارای 80 درصد عضو رسمی و 20 درصد عضو غیررسمی است که همگی بومی هستند. در اثر زلزله 30 نفر از اعضای این صنف فوت کرده اند. پس از زلزله یک کانتینر و یک وام یک میلیون تومانی به اعضاء این صنف تعلق گرفته است. طهماسب دریجانی رئیس صنف پوشاک فروشان نداشتن سرمایه کافی را مهمترین مشکل این صنف می داند. وی از شهرداری می خواهد که خدمات بهتری به اصناف ارائه دهد و از اداره ی بازرگانی و مجمع امور صنفی به خاطر همکاری و همیاری با اصناف تشکر می کند. همچنین از فرمانداری می خواهد که یک وام سرمایه در گردش به اصناف بدهند
شیهکی ، رشیدی فرد

مشکلات اصناف در پشترود
در طی مصاحبه ای که با چند نفر از اصناف پشترود انجام شد ، اکثر اصناف نداشتن سرمایه کافی را مشکل اصلی خود می دانند و از مسئولین می خواهند که اقدامی در این زمینه انجام دهند و یک وام در اختیار آنها قرار دهند. آنهایی که جواز کسب داشته اند کانیتنر ، وام یک میلیون تومانی و 650 هزار تومان بلاعوض را دریافت کرده اند البته این در مورد همه صادق نیست برخی فقط کانتینر و برخی فقط وام را دریافت کرده اند و آنهایی که جواز کسب نداشته اند هیچ کدام از اینها را دریافت نکرده اند. در حال حاضر نداشتن جای مناسب یکی دیگر از مشکلات اصناف است. مثلاً آن کسی که قصابی دارد به دلیل گرمای بیش از حد کانتینر یخچال مغازه اش خراب شده است
دهقانی
NEWS LETTER OF BAM